معرفی کتاب شیب نوشته ست گورین


معرفی کتاب شیب نوشته ست گورین

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۲۱

تعداد بازدید : ۸

نویسنده : mjavad

کتاب شیب ، کتابی که با خواندن آن احساس شور و انگیزه می کنید.

البته کمی هم به فکر فرو می روید. این کتاب توسط ست گودین نوشته شده است،نویسنده کتاب گاو بنفش.

کتاب شیب حدود 80 صفحه است و خواندن آن زمان زیادی نمی خواهد.

اما فکر کردن راجع به آن و پیاده سازی آن نیازمند زمان زیادی است که البته ارزش آن را دارد.

شیب در واقع استعاره ای است از مرحله ای که ”همه در حال درجا زدن هستند“.

به عقیده ست گودین در کتاب شیب :

در این مرحله (یعنی همان شیب) دو راه دارید

یا سریعتر تصمیم به رهاکردن کار بگیرد و سراغ کار دیگری بروید یا اینکه بمانید و از شیب رد شوید.

در ابتدای کار همه با شور و شوق کار را شروع می کنند تا اینکه به مشکل (شیب) برخورد می کنند.

افراد به دو دسته تقسیم می شوند:

کسانی که در شیب می مانند و درجا می زنند. این افراد همیشه آرزوی موفقیت دارند. اما برایش کاری نمی کنند و به روزمرگی دچار می شوند. اینها افراد معمولی هستند

افرادی که با اندیشه موفقیت از شیب عبور می کنند و خود را از بقیه افراد متمایز می کنند. این افراد در حرفه ی خود بهترین می شوند. و به کمتر از بهترین بودن هم رضایت نمی دهند.

برای فهم بهتر از این موضوع مثالی از سرسره بازی در برف به نقل از کتاب می آورم :

” علت آنکه افراد کم به سرسره بازی روی برف میروند

اینست که یادگیری اصول اولیه آن زجرآور است و چند روز طول میکشد که اصول اولیه آن را یاد بگیرید

در آن چند روز کاملا نا امید میشوید . در اینجا ول کردن کار راحت تر از ادامه دادن است.

شجاعانه ترین کار اینست که تحمل کنید و تا آخرش بروید و از همه مزایای کمیابی بهرمند شوید .

عاقلانه ترین کَار این است که حتی زحمت شروع یادگیری این مهارت را به خود ندهید.

چون به احتمال زیاد شیب را تحمل نخواهید کرد.

اما احماقانه ترین کار اینست که آن را شروع کنید، وقت و هزینه زیادی صرف آن کنید، و دقیقا در میانه شیب آن را ول کنید.

افراد کمی شجاعانه انتخاب میکنند و به بهترین افراد در جهان تبدیل میشوند .”

در بخشی از کتاب میخوانید:

اگر قرار نیست در حرفه خود بهترین باشید بهتر است آنرا رها کنید. یا تصمیم بگیر که نفر اول رشته خودت باشی.

فرق شیب با بن بست در همین است.

وقتی در شیب هستیم، تلاش ها و کوشش هایمان برای رسیدن به موفقیت است.

اما در بن بست هر چقدر هم زحمت می کشیم ، انگار قرار نیست اتفاقی بیفتد. و برنده ها بن بست را به سرعت تشخیص داده و آنرا رها می کنند.

روش تشخیص شیب : اگر هر کاری می کنید و هیچ چیزی تغییر نمی کند. شما در بن بست هستید. برای همین باید بتوانیم پیشرفت خود را بسنجیم.

شیب وجه تمایز افراد معمولی و افراد موفق هست. دیگر انتخاب با شماست.

درباره ی کتاب:

شروع هر پروژه ی جدید آسان و پیشرفت آن سخت است و در نهایت ممکن است پیگیری و ادامه دادن آن برای تان خوشایند نباشد. در چنین شرایطی ممکن است در شیب قرار گرفته باشید. شیب یک شکست موقتی است که اگر کارتان را ادامه دهید منجربه موفقیت می شود. ولی این شیب ممکن است واقعا یک بن بست باشد. آنچه شما را به آدمی خارق العاده تبدیل می کند توانایی تشخیصِ شیب ازبن بست است.

کتاب شیب به شما می گوید چه وقت باید دست از تلاش بردارید و چه وقت به تلاش خود ادامه دهید. مهم نیست که تلاش شما برای موفقیت در شغل، رابطه یا موفقیت در فروش یا یک سرگرمی است. گودین مستقیم سر اصل مطلب می رود و این سؤالات را از شما می پرسد: آیا به جایی رسیده اید که باید دست از تلاش کردن بردارید؟ آیا به جایی رسیده اید که دل تان می خواهد همه چیز را رها کنید ولی باید به کار خود ادامه دهید؟ از کجا تفاوت این دو را می فهمید؟ چه کاری می کنید؟

نکات مهم این کتاب:

برای اینکه ستاره شوید باید کاری خارق العاده انجام دهید. نه فقط بر شیب غلبه کنید، بلکه از شیب به عنوان یک فرصت استفاده کنید. این فرصت چیزی خارق العاده خلق می کند که همه نه تنها در مورد آن فکر می کنند، بلکه حرف می زنند و آن را به هم معرفی هم می کنند. و البته آن را انتخاب هم می کنند.

دفعه ی بعدی که می خواهید در کاری متوسط باشید، وقتی حس می کنید باید دست از تلاش بردارید، بدانید که فقط دو انتخاب دارید: دست از تلاش بردارید یا خارق العاده باشید. متوسط بودن برای بازنده هاست.

برنده ها می دانند یک بار دردکشیدن (در زمان حال) از یک عمر دردکشیدن جلوگیری می کند.

تصمیم گیری برای اینکه دست از تلاش برداریم یا نه خیلی هم آسان نیست: باید تصمیم بگیرید آیا درد و رنجِ بالا رفتن از شیب ارزش فتح قله را دارد یا نه؟

دست از تلاش برداشتن استراتژی کوتاه مدت بدی است. دست برداشتن برای بلندمدت ایده ی خیلی خوبی است. در بلندمدت دست از تلاش برداشتن شما را آزاد می کند تا به کار بهتری بپردازید.

نویسنده ی این کتاب انسان هوشمندی است که مطالب را به خوبی بیان کرده است. او در این کتاب حرافی نمی کند و حاشیه نمی رود. حرف گودین این است: «همه ی ما وقتی شکست می خوریم که حواس مان معطوف کارهایی است که جرئت رهاکردن آنها را نداریم».

در پشت جلد کتاب می خوانیم:

شیب چیست ؟

شیب پنجمین مصاحبه ای است که مصاحبه کننده هرگز با شما تماس نمیگیزد.

شیب گروه موسیقی ای است که در یک سالن خالی از تماشاگر در مکانی نامعلوم مشغول اجرا است.

شیب هفتمین باری است که هنگام تمرین اسکی زمین میخورید.

شیب نیمه مسیر مارتن است، وقتی که هیجان شلیک شروع مسابقه خاطره ای مبهم است و شوق رسیدن به خط پایان رویایی دست نیافتنی است.

شیب مسیر ناهمواری است که باید طی کنید تا به هدف بزگ خود برسید…البته اگر که در تعقیب هدف درست هستید.

آهان، شیب همچنین راهنمایی است برای حرفه تان، برنامه ریزی برای آینده شرکت تان، و ای بسا رسیدن به خوشبختی در زندگی تان.

خلاصه کتاب شیب :

هر پروژه جدید (یا شغل یا سرگرمی یا شرکت) با شور و لذت شروع میشود . و سخت تر می شود و لذت آن کمتر تا اینکه به نقطه ای می رسد خیلی سخت و بدون هیچ لذتی، اینجاست که از خودتان می پرسید آیا این هدف ارزش این همه زحمت را دارد؟

شاید شما در شیب هستید. مانع موقتی که اگر به تلاش ادامه دهید به آن غلبه خواهید کرد، ولی شاید واقعا بن بست باشد. که هر چقدر هم زحمت بکشید، قرار نیست بهتر شود. آنچه فوق ستاره ها را از دیگران متمایز می کنند است که آنها می توانند به سرعت از بن بست بگریزند، و تمرکز و انگیزه شان را روی چیزی بگذارند که ارزش دارد

برنده ها سریع کار را ول میکنند. زیاد هم این کار را می کنند بدون اینکه احساس پشیمانی کنند. تا اینکه متعهد می شوند از یکشیب درست به دلایل درست عبور کنند. در واقع برندگان درجستجوی شیب هستند. آنها متوجه هستند که هرچه مانع بزرگتر، پاداش عبور از آن بزرگتر است .اگر بتوانید در حرفه خود بهترین باشید، بیش از آنچه منصفانه به نظر می رسد به ثروت ، شهرت و امنیت بلندمدت دست می یابید.

از طرف مقابل ، بازنده های گرفتار دو دام اساسی می شوند یا نمی توانند شیب را تا آخر ادامه دهند، آنها به لحظه ی تصمیم گیری می رسند و دست از کار می کشند. آنها هیچ وقت شیب درست را تشخیص نمی دهند. که از آن عبور کنند.چه شما طراح گرافیک باشید ، چه نماینده فروش ، چه ورزشکار و یا مدیر عامل شرکت ، این کتاب کوچک جذاب کمکتان می کنند تشخیص دهید آیا در شیب قرار دارید، که ارزش وقت زحمت و استعداد شما را دارد یا خیر.

شیب به شما انگیزه میدهد کارتان را ادامه دهید. و یا در صورت لزوم شهامت ول کردن کار را پیدا کنیم تا بتوانید در زمینه ی دیگر بهترین باشید.

ما اغلب اوقات در مواجهه با مشکلات از خود سرسختی نشان می دهیم. گاهی نیز دلسرد می شویم و به نوشته های انگیزه بخش روی می آوریم. “کسانی که کارشان را ول می کنند ، هرگز برنده نمی شود و برندگان هرگز کارشان را ول نمی کنند ” چه توصیه بدی ! برندگان همیشه کارشان را ول میکنند. اما کار مشخص و در زمان مشخص ، اغلب مردم کارشان را ول می کنند اما این کار را به صورت موفقیت آمیز انجام نمی دهند.

موفقیت از آن اقلیت کوچکی است که کمی بیشتر از اکثریت مردم پافشاری می کنند و دوام می آورند.موفقیت همچنین از آن اکثریت کمی است ، که جسارت ول کردن سریع و تمرکز روی کار جدید را دارند.در هر دو مورد مسئله این است که در دنیا بهترین باشید یعنی انجام کارهای سخت و ول کردن کارهای معمولی.

ول کردن کارهای اشتباه

چسبیدن به کارهای درست

جسارت انتخاب یکی از این دو

بهترین در جهان:

خانم اسمیت زن بسیار خوش شانسی است . او در دیوان عالی کارآموز است. او در جهان بهترین است. سال گذشته بیش از 42 هزار نفر در امریکا در رشته حقوق فارغ التحصیل شدند، تنها 37 نفر آنها در دیوان عالی به عنوان کارآموز پذیرفته شدند. این 37 نفر قطعا بعد از اتمام یک سال کار آموزی در دیوان عالی شغل رسمیشان تضمین شده است . شرکت های برتر حقوقی معمولاً حاضرند برای استخدام این افراد پاداشی معادل 200 هزار دلار یا حتی بیشتر بپردازند.

این افراد بعدها یکی از شرکای شرکت ، قاضی و سناتور خواهند شد . در اینجا به دو نکته باید اشاره کرد اولین نکته این است که هانا اسمیت اصلا خوش شانس نیست . بلکه او باهوش و هدفمند و بسیار سخت کوش است. و نکته دوم تمامی این 42 هزار نفر فارغ التحصیل رشته حقوق در سال گذشته می توانستند شغل هانا را داشته باشد البته غیر از این افرادی که این شغل را نداشتند.

نه به خاطر اینکه آنها به اندازه کافی باهوش نبوده باشند. یا از خانواده های درست و حسابی نیامده باشند . دلیلی که بیشتر آنها هیچ شانسی نداشتند که به جای هانا باشند این بود که آنها در جایی در طول مسیر کار را ول کردند. آنها در دبیرستان و یا دانشکده حقوق کار را ول نکردند. بلکه آنها آرزویشان را برای بهترین بودن در جهان را ول کردند. چون هزینه ی آن خیلی زیاد به نظر می رسید.

این کتاب کتابی بسیار کوچک در مورد موضوعی بسیار مهم است: ول کردن کار . باورش سخت است اما ول کردن استراتژی فوق العاده ای است. ول کردن راهی هوشمندانه برای مدیریت زندگی و حرفه ای تان است . با این حال بعضی اوقات ول کردن کار بسیار اشتباهی است. البته راه بسیار ساده ای برای تشخیص تفاوت میان این دو وجود دارد.

هانا اسمیت نیز با وجود باهوش ، هدفمند و سخت کوش بودن یکی از ول کنندگان بود. او نیز کارهای زیادی را ول کرده بود . شما واقعاً نمی توانید کارهای زیادی انجام دهید، خصوصاً اگر بخواهید در جهان بهترین باشید. اما قبل از اینکه به بحث درباره ول کردن کار بپردازیم ، شاید برایتان جالب باشد که بدانید چرا بهترین بودن در جهان تا این اندازه مهم است.

ارزش باورنکردنی بهترین بودن در جهان:

فرهنگ ما سوپراستارها را تحسین می کند . ما برای بهترین کالا، بهترین آهنگ ، بهترین سازمان و یا بهترین کارمند ارزش خاصی قائلیم . کفه ی ترازوی پاداش دهی نیز چنان به نفع بهترین هاست که خیلی عادی است که شماره یک در یک تجارتی ده برابر شماره ده و صد برابر شماره صد پاداش بگیرد.

همیشه همینطور است (به هرحال تقریبا همیشه) به آن قانون زیف می گویند. که مربوط به رزومه و رتبه دانشگاه و داشتن سابقه پرفروشترین ها و یا هر چیز دیگر در این مایه ها است. برندگان به این دلیل چنین پاداش های بزرگی می گیرند، چون بازار برندگان را دوست دارند.

دلیل اینکه بهترین بودن تا این اندازه مهم است:

مردم وقت زیادی ندارند. و نمی خواهند که زیاد هم ریسک کنند. اگر سرطان ناف در شما تشخیص داده شود، مسلماً بارفتن از این دکتر به آن دکتر وقت خود را تلف نخواهید کرد. بلکه مستقیماً سراغ (سر) یا (بهترین فرد) کسی که عنوان بهترین دکتر در جهان را دارد ، خواهید رفت. اگر قرار باشد فقط یک شانس داشته باشید، دیگر بیهوده گشتن معنی ندارد. آیا شما از جمله افرادی هستید که وقتی که وارد شهر جدیدی میشوید، به یک رستوران خیلی عادی می روید و یا اینکه از متصدی هتل آدرس بهترین رستوران را می پرسید؟

وقتی می خواهید شخص جدیدی را در تیمتان استخدام کنید، آیا به منشی خود می گویید که یک نفر با رزومه ی متوسط به شما معرفی کند و یا اینکه بهترین رزومه ها را برای شما بیاورد؟ وقتی زمان و فرصت کافی برای آزمون و خطا نداشته باشیم، آگاهانه انتخاب هایمان را به بهترین ها در بالای جدول محدود می کنیم.

در این کتاب سه اصطلاح مهم توضیح داده شده است:

1- شیب:

تقریبا هر کاری که در زندگی ارزش انجام دادن داشته باشد تحت کنترل شیب است. در اوایل وقتی کاری را شروع می کنیم، بسیار جذاب و جالب است ولی بعد از یک مدت، انجام این کار برای ما سخت می شود. برخی از افراد در این مرحله کار را رها می کنند.

شیب در واقع مانع موقتی است که اگر به تلاش خود ادامه دهید به آن مشکل غلبه خواهید کرد. یکی از ویژگی های افراد موفق این است که تفاوت شیب و بن بست را به خوبی تشخیص می دهند.

پنجمین مصاحبه ای است که مصاحبه کننده هرگز با شما تماس نمی گیرد، شیب گروه موسیقی است که در یک مکان سالنی خالی از تماشاگر در یک مکان نامعلوم در حال اجرا است. شیب هفتمین باری است که هنگام تمرین اسکی زمین می خورید. شیب نیمه مسیر ماراتن است وقتی که صدای شلیک شروع مسابقه خاطره ای مبهم است و شوق رسیدن به خط پایان رویای دست نیافتنی است. شیب یک مسیر ناهمواری است که باید طی کنید و به هدف بزرگ خود برسید. اگر در تعقیب هدف درست باشید. شیب هم چنین راهنمای برای حرفه تان و برنامه ریزی برای آینده شرکت و چه بسا رسیدن به خوشبختی در آینده.

احمقانه ترین کار این است که کاری را شروع کنید و در اوایل انرژی و وقت زیادی را صرف کنید ولی دقیقاً در میانه شیب، آن کار را ول کنید.

بعضی از کارها پتانسیل موفقیت بزرگی در خود دارند، این نوع کارها را به خاطر فشار بالای موقتی که دارند نباید ول کنید. اگر بتوانید این شیب را به موفقیت طی کنید می توانید به قله موفقیت صعود کنید.

2- بن بست:

بن بست شرایطی است که هر چقدر هم که زحمت بکشید، شرایط بهتر نمی شود. فوق ستاره ها و افراد موفق به سرعت از این مرحله عبور می کنند و تمرکز و زمان خود را بر روی موارد شیب می گذارند.

بن بست شرایطی است که نمی توان با کمی تلاش بیش تر، از این مرحله بگذرید. به عبارت ساده ، بن بست وضعیتی است که دیگر شما جای پیشرفت ندارید و باید هر چه سریع تر این کار خود را رها کنید چون شما در بن بست قرار گرفته اید. در وضعیت بن بست شرایط بدین گونه است که هرچه قدر هم کار می کنید شرایط هیچ تغییری نمی کند یعنی نه شرایط بهتر می شود و نه شرایط بدتر و باید هر چه سریعتر از شر آن خلاص شوید و بهتر است تا این کار را هر چه سریع تر رها کنید تا هزینه های بیشتری را نپردازید.

بسیاری از افراد جامعه در بن بست زندگی می کنند، در کاری هستند که دوست ندارند و جای پیشرفتی ندارد. هیچ تلاشی برای بهتر بودن نمی کنند. در کتاب شیب، ست گودین به این اشاره می شود که چرا باید فورا در کارهایی که بن بست هستند فوراً دست بکشیم و به سمت بهترین بودن برویم.

برنده ها در بن بست سریعن کار را بدون احساس پشیمانی رها می کنند. این افراد زمانی که با شیب مواجه می شوند سعی می کنند با تلاش بیش تر این مشکل را رفع کنند.

در این کتاب نحوه تشخیص شیب و بن بست توضیح داده شده است ولی مهم ترین بخش ماجرا این است که موقع رسیدن به بن بست چه کاری باید انجام دهیم؟ آیا جسارت رها کردن کار را به صورت نیمه تمام داریم یا نه؟

3- پرتگاه:

در این وضعیت از یک چیزی لذت برده می شود. ولی در نهایت آخر مسیر، پرتگاه است. در واقع، وضعیتی که نمی شود از آن خارج شد تا این که سقوط اتفاق می افتد و همه چی با آن فرو می ریزد. سیگار کشیدن دقیقا مثال عینی برای منحنی پرتگاه است.

پرتگاه هم مانند بن بست برای مدتی هیجان انگیز خواهد بود ولی هیچ کدام از این موارد شما را از شیب بیرون نمی آورند و نتیجه هر دو آن ها شکست است.

سعی کنید شهامت ول کردن کار را در خود پرورش دهید چون اگر نتوانید در بن بست کارها را رها کنید، در طولانی مدت شکست خواهید خرد.

اطلاعات کلی کتاب:
شیب
نویسنده: ست گودین
مترجم: محمدخضرزاده
ناشر: درناقلم
تعداد صفحه: 88

#معرفی کتاب #معرفی کتاب شیب #آنچه باید درباره کتاب شیب بدانید #معرفی آثار ست گودین #کتاب همه در حال درجا زدن هستند #معرفی کتاب ترجمه شده محمد خضرزاده #روش تشخیص شیب #ارزش باورنکردنی بهترین بودن در جهان

ارسال نظر برای «معرفی کتاب شیب نوشته ست گورین»