معرفی کتاب کج رفتاری : شکل گیری اقتصاد رفتاری نوشته ریچارد تیلر


معرفی کتاب کج رفتاری : شکل گیری اقتصاد رفتاری نوشته ریچارد تیلر

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۱۹

تعداد بازدید : ۲۲

نویسنده : mjavad

این کتاب بر اساس مطالعات چهل ساله ای که بعضاً چندین جایزۀ نوبل را به ارمغان آورده اند یا چندین برندۀ جایزۀ نوبل را به چالش کشیده اند، به زبان ساده توسط ریچارد تِیلِر ، استاد دانشگاه شیکاگو وبرندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد 2017 که به حق پدر اقتصاد رفتاری محسوب می شود، نوشته شده است.

حوزۀ نوظهور اقتصاد رفتاری ، تلفیق شیرین روانشناسی و اقتصاد دربارۀ فرایند تصمیم گیری انسان ها است. کتاب کج رفتاری: شکل گیری اقتصاد رفتاری به زبان ساده، بدون ریاضی و فرمول، و به صورت داستانی برای همۀ انسان های عادی نوشته شده است. این کتاب بر اساس مطالعات چهل ساله ای که بعضاً چندین جایزۀ نوبل را به ارمغان آورده اند یا چندین برندۀ جایزۀ نوبل را به چالش کشیده اند، به زبان ساده توسط ریچارد تِیلِر ، استاد دانشگاه شیکاگو و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد 2017 که به حق پدر اقتصاد رفتاری محسوب می شود، نوشته شده است.

شما در مقام شهروند عادی، روانشناس، مدیر، اقتصاددان، فروشنده، بازاریاب، حقوقدان، و قانون گذار می توانید از این کتاب برای توصیف و بهبود تصمیم ها و رفتارهای خود و دیگران استفاده کنید. اگر می خواهید تصویر واقع بینانه تری از تصمیم ها و رفتارهای انسان ها به دست بیاورید، به اشتباهات و خطاهای اقتصادی انسان ها پی ببرید، تصمیم ها و رفتارهای انسان ها را تغییر دهید، نحوۀ تأثیرگذاری شرکت ها و قانون گذاران بر تصمیم ها و رفتارهای خودتان را بدانید، و در دنیای کسب وکار چیزی را به انسان ها بفروشید، پس این کتاب را بخرید و بخوانید. برخی از سوال هایی که در این کتاب به آنها پاسخ داده می شود، عبارتند از:

آیا بین اینکه پول اجاره خانه را ماهیانه از جیب بدهیم و یا اینکه از روی سود بانکی سالیانه بپردازیم، فرقی هست؟ (اثر مالکیت)

چگونه آدم ها برای وسائل جانبی خودروی گران قیمت به راحتی پول می دهند؟ (قانون وبر- فشنر)

آیا زیان 100 هزار تومانی و سود 100 هزار تومانی، یکدیگر را خنثی می کنند؟ (نظریۀ چشم داشت)

چرا قیمت یک کالا را می نویسند و بعد از خط زدن، قیمت کمتری زیر آن می آورند؟ (مطلوبیت مبادله)

آیا با وجود سیری، محتوای بشقاب غذای رستوران را تا انتها می خورید؟ (هزینه های هدررفته)

چرا آدم ها پول را از دسترس خارج می کنند یا در حساب های مختلف می گذارند؟ (کلاه به کلاه نکردن)

چرا آدم ها پول بادآورده را راحت تر از پول دسترنج خود خرج می کنند؟ (اثر پول قمارخانه)

چرا آدم ها جایزۀ کوچولوی زودتر را به جایزۀ بزرگِ دیرتر ترجیح می دهند؟ (سوگیری به زمان حال)

آیا بهتر نیست قانونی دربارۀ مهلت پس آوردن کالاها و خدمات تصویب شود؟ (دورۀ خنک شدن)

آیا نحوۀ جمله بندی مسئله می تواند تأثیر متفاوتی بر رفتار و واکنش آدم ها داشته باشد؟ (اثر قاب بندی)

آیا افزایش کرایه های تاکسی در روز بارانی، کار نادرستی است؟ (حساسیت به انصاف)

اگر سهام خاصی ارزشمند است، چرا این قدر دست به دست می شود؟ (اثر اطمینان بیش از اندازه)

آیا برخورداری از گزینه های بیشتر، بر کیفیت انتخاب های ما می افزاید؟ (سوگیری به وضع موجود)

چرا آدم ها در مسابقات تلویزیونی، غیرعقلایی رفتار می کنند؟ (وابستگی مسیر، فرضیۀ بادام زمینی دُرُشت)

آیا باید انسان ها را به حال خودشان گذاشت و نیازی به تلنگرزدن نیست؟ (قیم مآبی آزادی خواهانه)

آیا بهتر نیست خط مشی اهداء عضو در ایران از ثبت نام برای اعلام عضویت به ثبت نام برای اعلام انصراف تغییر کند؟ (گزینۀ پیش فرض)

اقتصاد رفتاری با طرح سوالات فوق، مدعی است خیلی از رفتارهای جماعت انسان های عادی (سیندرلاها، سیمپسون ها) با نظریه ها و مدل های اقتصاد سنّتی جور درنمی آیند و در نتیجه انسان ها مرتکب کج رفتاری می شوند. بر اساس اقتصاد رفتاری ، (1) انسان ها ظرفیت های فکری و ذهنی محدودی دارند و برای رفع این محدودیت به میان بُرها متوسّل می شوند، (2) انسان ها در برابر وسوسه ها خویشتن داری ندارند و به سختی به یک برنامۀ خاص متعّهد می مانند، و (3) انسان ها به انصاف و مراعات حال دیگران حساسیت نشان می دهند و برای مجازات بی انصاف ها حاضرند از نفع خود بگذرند یا به خود ضرر برسانند. به علاوه، اقتصاد رفتاری افراد را به سبب عقلانیت محدود ، خویشتن داری محدود ، و خودمنفعتی محدود ، در معرض سوگیری ها و اشتباهات پیش بینی پذیر و نیز آسیب رسانی به خود می بیند و با پذیرش اصل قیم مابی آزادی خواهانه توصیه می کند که با دستکاری در محیط انتخاب آدم ها (معماری انتخاب) باید به آنها تلنگر زده شود تا به عقلانیت کامل برگردند و تصمیمی به نفع خودشان بگیرند. بدین سان، خطِّ فکری اقتصاد رفتاری در نُه مفهوم خلاصه می شود: عقلانیت کامل ، عقلانیت محدود ، خویشتن داری محدود ، خودمنفعتی محدود ، میان برها ، سوگیری ها ، قیم مآبی آزادی خواهانه ، معماری انتخاب ، و تلنگر .

حوزه نوظهور اقتصاد رفتاری تلفیق شیرین روانشناسی و اقتصاد است که تا چند ماه پیش و قبل از اینکه ریچارد تِیلِر، یک اقتصاددان رفتاری، برنده جایزه نوبل شود در جامعه ایرانی چندان مورد توجه نبود درحالی که این علم در سال های اخیر دستاوردهای بزرگی برای سیاست گذاری های اقتصادی دولت ها به همراه داشته است

اقتصاد رفتاری از حدود دو ماه پیش جایگاه ویژه ای در میان اهالی اقتصاد پیدا کرد. زمانی که آکادمی نوبل ریچارد تیلر را به عنوان نظریه پرداز مطرح اقتصاد رفتاری شایسته دریافت این جایزه تشخیص داد، این نظریه توجه ها را به سمت خود جذب کرد. تیلر ۷۲ ساله آمریکایی که مدرک دکترای تخصصی خود را در سال ۱۹۷۴ از دانشگاه روچستر اخذ کرده، یکی از متخصصان پیشتاز در یک رشته نسبتا تازه است که روانشناسی را به اقتصاد گره می زند.

این کتاب که قبل از دریافت جایزه نوبل اقتصاد توسط ریچارد تیلر نسبتاً مهجور مانده بود، اخیراً در نقاط مختلف جهان مخاطبان خود را یافته و مورد استقبال قرار می گیرد.

کتاب کج رفتاری درباره ی چیست؟

این کتاب، درباره ی اقتصاد رفتاری است. شاخه ای از اقتصاد که به شکل گسترده و عمیق با روانشناسی و رفتارشناسی درآمیخته و می کوشد رفتارهای مالی و اقتصادی انسان ها را درک و تحلیل کند.

بنابراین می توان گفت کتاب کج رفتاری کوشیده است در مرز مشترک اقتصاد، روانشناسی و علوم تجربی قرار بگیرد.

کتاب هایی که هدف مشابهی را دنبال کرده باشند کم نیستند. به عنوان مثال دن اریلی در دو کتاب دلارها و منطق ما و نابخردی های پیش بینی پذیر، تقریباً همین هدف را مد نظر داشته است.

چند نمونه از مطالب دن اریلی مرتبط با اقتصاد رفتاری

بودجه بندی کارهای خیر

چرا به جای کادو، پول آن را نمی دهند؟

ماجرای شام دُنگی

ماجرای خوردن در بوفه رستوران ها

بخشی از حرف ها و مثال های دنیل کانمن هم در کتاب تفکر سریع و کند، زیرمجموعه ی بحث اقتصاد رفتاری محسوب می شود.

اما چند ویژگی باعث شده که کتاب کج رفتاری نسبت به آن ها متمایز باشد:

بسیاری از تجربیات و مطالعات انجام شده در زمینه ی اقتصاد رفتاری، نخستین بار توسط ریچارد تیلر انجام شده و دیگران نیز، عموماً با استناد و اشاره به مطالعات او در این زمینه صحبت می کنند. بنابراین مراجعه به ریچارد تیلر، مصداق سر زدن به سرچشمه است.

کتاب کج رفتاری در قالب قصه و حکایت و روایت خاطرات نوشته شده و می توان آن را یک کتاب خاطرات و در عین حال علمی – آموزشی دانست. به همین علت، مطالعه ی آن ساده تر است و نیز مطالب مطرح شده بهتر در ذهن می مانند.

ریچارد تیلر، در نگرش سیستمی نیز قدرتمند است. بنابراین، معمولاً پس از طرح و بررسی رفتارهای فردی، به مسئله ی سیاست گذاری و تعریف و تدوین خط مشی هم فکر می کند و می کوشد راهکارهایی برای استفاده از دستاوردهایش در مقیاس وسیع اجتماعی بیابد.

چند پیام کلیدی کتاب کج رفتاری:

آن چه علم اقتصاد کلاسیک به عنوان رفتار انسان اقتصادی پیش بینی و مطرح می کند، در دنیای واقعی چندان مصداق ندارد.

اگر مبنای پیش بینی رفتار انسان ها را مدل های رایج اقتصادی در نظر بگیرید، باید بپذیریم که انسان ها عموماً گرفتار کج رفتاری هستند.

باید حرف هربرت سایمون را به خاطر داشته باشیم که عقلانیت انسان ها را نامحدود در نظر نمی گرفت.

او می دانست که عقلانیت ما حد و مرز مشخص دارد. حد و مرزهایی که گاه به علت نقص اطلاعات و گاه به علت ساختار مغز خود، در تصمیم گیری هایمان ظهور و بروز پیدا می کند.

بسیاری از خطاهای شناختی، در رفتارهای اقتصادی انسان هم مصداق پیدا می کنند.

در طراحی سازمان و مدل کسب و کار و نیز در سیاست گذاری های کلان اقتصادی و مدیریتی، نباید فرض کنید که انسان ها همواره گزینه ی عقلایی را انتخاب می کنند.

گزینه ای که از معادلات ریاضی و بهینه سازی منافع اقتصادی حاصل می شود، بیشتر از آن که مطلوب انسان ها باشد، مورد علاقه ی اقتصاددان هاست.

فرض رفتار عقلایی انسان ها در طراحی یک سیستم، می تواند آن سیستم را آسیب پذیر کند.

تصمیم ها و تحلیل های اقتصادی روزمره ی انسان ها، بیش از آن که بر اصول رسمی حسابداری تکیه داشته باشد، بر مبنای حسابداری ذهنی انجام می شود.

باید حسابداری ذهنی را به رسمیت بشناسیم و آن را هنگام پیش بینی رفتار انسان ها مد نظر قرار دهیم.

ساختار محتوایی کتاب کج رفتاری: شکل گیری اقتصاد رفتاری به شرح زیر است:

بخش اوّل: خشت های آغازین

چیزهایی زیادی در زندگی انسان های عادی وجود دارند که ظاهراً از نظر اقتصاددان های سنّتی جزء عوامل انگار بی ربط هستند امّا تاثیر شگرف و شگفت انگیزی بر تصمیم ها و رفتارهای انسان ها دارند. دنیای انسان های عادی (سیمپسون ها، سیندرلاها) شبیه به دنیای انسان های اقتصادی (اِسپاک ها، ربات ها) نیست.

برای مثال، اثر مالکیت می گوید آدم ها وقتی مالک چیزی باشند، در مقایسه با زمانی که مالک آن نباشند، ارزش بیشتری برای آن قائل هستند، تعریف زیادی از آن می کنند، و با معایب و سختی های آن را راحت تر کنار می آیند. گذشته از این، آدم ها ظاهراً هزینه های از جیب را مهمتر از هزینه های فرصت می دانند.

همچنین، انسان ها ظرفیت عقلی و فکری محدودی دارند و در نتیجه برای رفع این محدودیت ها در هنگام تصمیم گیری به میان برها متوسل می شوند؛ هرچند بعضاً این میان برها (اتکا به نظر دیگران یا قاعده معروف بودن) باعث خطای آنها می شود.

برخلاف نظریه مطلوبیت موردانتظار که مطلوبیت هر تصمیم ریسکی را در قالب جمع ثروت، امیدریاضی گزینه های احتمالی، و ترجیح گزینه های قطعی به گزینه های ریسکی مفهوم سازی می کند، نظریه چشم داشت می گوید انسان ها از ریسک بیزار هستند و مطلوبیت را در قالب حساسیت نزولی به دست می آورند؛ انسان ها زندگی را برحسب تغییرات ثروت، نه سطح کلّی ثروت، تجربه می کنند؛ انسان ها در شرایط سود، ریسک پذیر می شوند و در شرایط زیان، ریسک گریز می شوند؛ و زیان ها تقریباً دوبرابر سودهای هم اندازه نیش و لطمه می زنند.

مطالعات اقتصاد رفتاری هم در شرایط آزمایشگاهی و هم شرایط واقعی به انجام می رسند. امّا فرق اقتصاد رفتاری با دیگر شاخه فرعی علم اقتصاد، یعنی اقتصاد آزمایش گرا ، در این است که اقتصاد آزمایش گرا به دنبال نشان دادن درستی ایده های اقتصادی در شرایط آزمایشگاهی گام برمی دارد، ولی اقتصاد رفتاری به دنبال نشان دادن نادرستی های اقتصاد متعارف است.

نمی توان پیش فرض ها و توجیهات زیر را که اقتصاددان های سنتی درباره تصمیم های انسان ها دست وپا می کنند، قبول کرد: (الف) شاید انسان ها عقلایی نباشند، اما ما فرض می کنیم انگار که عقلایی اند؛ (ب) اگر مشوق ها و خطرات پولی زیاد شود، آدم ها عاقل می شوند و کج رفتاری نمی کنند؛ (ج) انسان ها به مرور زمان از تصمیم های خود چیزهایی را می آموزند و در آینده تصمیم های بهتری می گیرند؛ و (د) حتی اگر چند نفر در بازار مرتکب کج رفتاری شوند، سایر بازیگران با رفتار خود (دست نامرئی بازار) به سمت رفتار درست و صحیح هدایت می شوند.

بخش دوّم: حسابداری ذهنی

در خرید و مصرف کالاها و خدمات دو نوع مطلوبیت وجود دارد. مطلوبیت تملّک بیانگر دستیابی به کالا و خدمت موردنظر خود است و انسان های اقتصادی صرفاً به این مطلوبیت عنایت دارند. وقتی فردی ارزش تماشای فیلم در سینما را بیش از 10 هزار تومان بداند، در نتیجه او پش از مشاهده فیلم سینمایی به مطلوبیت تملّک دست می یابد. در مقابل، انسان های عادی علاوه بر خود کالا و خدمت، از چیزهایی مانند تخفیف، اشانتیون، حمل رایگان، و غیره نیز لّذت می برند و بعضاً علّت رفتار آنها (مانند خرید یا مصرف یک کالای خاص بدون نیاز و یا در حجم زیاد) به واسطه همین مطلوبیت مبادله است.

انسان های عادی به سختی و به مرور زمان هزینه های هدررفته را از یاد می برند و به هزینه های فرصت می پردازند. اگر چیزی که خریده ام را مصرف نکنم، فکر می کنم زیان کرده ام، امّا اگر آن را ولو از سر شکم سیری مصرف کنم، فکر می کنم هزینه کرده ام نه زیان!

اگر آدم ها به چیزی اسمی بدهند یا آن را برای چیزی کنار بگذارند، به سختی می توانند آن را برای کارها و چیزهای دیگر خرج کنند. در واقع، آنها به خاطر این نام گذاری نمی توانند پول را از جایی در بهترین و نیازمندترین جای ممکن خرج کنند.

اینکه پول چطور مصرف و خرج شود، بستگی به این دارد که از کجا و چطور آمده است. اگر پول ناشی از پاداش یا قمار باشد، آدم ها راحت تر از پول حقوق خود خرج می کنند. به علاوه، اگر آدم ها 100 تومان از دست داده باشند، امّا پیشنهادی با احتمال بالا بدهید که 50 تومان از پول از دست رفته را به آنها برمی گرداند، باز هم قبول نمی کنند. در مقابل، آنها سراغ گزینه ای ولو با احتمال پایین می روند که شانس پاک پاک کردن کلِّ 100 تومان را به آنها بدهد. جل الخالق.

بخش سوّم: خویشتن داری

اینکه آدم ها امروز را به فردا ترجیح دهند، چیز بدی نیست. ارزش 100 تومان امروز بیش از 100 تومان فردا است. آدم ها 100 تومانِ فردا را با نرخ مشخصی تنزیل می کنند. امّا ظاهراً آدم های عادی هر روز، ماه، یا سال را به نرخ یکسانی (مثلاً نرخ 15 درصد) تنزیل نمی کنند و تفاوت مطلوبیت الان و دو روز دیگر به اندازه تفاوت مطلوبیت دو روز دیگر و چهار روز دیگر نیست. انسان ها عادی به سوگیری به وضع موجود دارند و جایزه کوچولوی زودتر را به جایزه بزرگ دیرتر ترجیح می دهند.

هر انسانی یک برنامه دهنده خیرخواه و آینده نگر و یک یا چندین انجام دهنده لاابال و حال نگر دارد. انجام دهنده اسیر وسوسه و هیجان می شود و نقشه های برنامه دهنده را به هم می ریزد. البته، می توان با راهبردهایی همچون تعهد، شرط بندی با خود، تحریک احساس گناه، و سایر راهکارهایی که برنامه دهنده تعبیه می کند، بر وسوسه ها و هیجان های انجام دهنده ها غلبه کرد.

میان پرده

مفاهیم و ایده های اقتصاد رفتاری (هزینه های هدررفته، اثر مالکیت، مطلوبیت مبادله، و غیره) در عرصه کسب وکار و تجارت به خوبی مصداق و کاربرد دارند. به دور و بر خود نگاهی بیندازید. سوال این است که چگونه می توان از مفاهیم و ایده های اقتصاد رفتاری در عرصه کسب و کار استفاده کرد، البته بدون سوءاستفاده؟

بخش چهارم: همکاری با دانیل کانمن

چه زمانی انسان ها یک مبادله را غیرمنصفانه می پندارند؟. فرض کنید از شما بپرسند: آیا افزایش قیمت پاروی برف روبی در فردای بارش برف را منصفانه می دانید یا خیر؟ . با آنکه نظریه اقتصاد و انسان های اقتصادی، افزایش قیمت به دلیل افزایش تقاضا را درست می دانند، امّا ظاهراً انسان های عادی چنین کاری را غیرمنصفانه و معادل تیغ زذن و گوش بُری می پندارند. در عین حال، به نظر می رسد انسان های عادی افزایش قیمت به دلیل افزایش هزینه ها را معقولانه و درست می دانند.

چند بازی مشهور (دیکتاتور، تنبیه و مجازات، اولتیماتوم، کالاهای عمومی، و مخمصه زندانی) به ترجیحات اجتماعی انسان ها در مبادلات روزمره اشاره دارند و نشان می دهند که انسان ها بعضاً منافع خود را با دیگران تسهیم می کنند و حتی برای تنبیه دیگران حاضرند از نفع خود بگذرند یا به خود ضرر برسانند.

آدم ها حتی اگر ترجیح مساوی درباره فنجان قهوه خوری و خودنویس داشته باشند، به محض اینکه مالک یکی از آنها باشند، از فروش مایملک خود ابا می کنند و آن را نزد خود نگه می دارند. کافیست مالک چیزی باشید!

بخش پنجم: سرشاخ با حرفه اقتصاد

با چیزهایی که تاکنون درباره اقتصاد رفتاری آموخته اید، حالا مقابل غول های اقتصاد متعارف (رابرت لوکاس، مرتُن میلر، یوجین فاما، کُنث اَرو) بنشینید و استدلال کنید.

اقتصاد متعارف سرشار از اعوجاج هایی است که اقتصاددان های رفتاری شناسایی و چرایی هر یک از آنها را تبیین کرده اند.

اگر از مناظره با اقتصاددان های متعارف جان سالم به در بُردید، حالا به همراه تیلر به فکر گسترش ایده اقتصاد رفتاری در سطح جهان و درگیر و جذب کردن سایر دانش پژوهان علاقه مند به اقتصاد رفتاری باشید.

در موضوع قاب بندی محدود یا کنارهم گذاری انتخاب ها به این سوال پرداخته می شود: چه زمانی انسان ها با محاسبه جداگانه و تک تک گزینه ها خود را به دردسر می اندازند و دچار کوته بینی می شوند؟.

بخش ششم: مالیه رفتاری

آیا در بازارهای مالی نیز انسان های عادی مرتکب کج رفتاری می شوند؟ و آیا بازارهای مالی با پیش فرض فرضیه بازار کارآمد می توانند بر این کج رفتاری ها غلبه کنند یا اینکه خودشان مغلوب کج رفتاری ها می شوند؟ مفاهیم جان مینارد کینز به نام های خوی حیوانی و مسابقه زیبارویی ، انتخاب های بازیگران بازارهای مالی را به پیروی از هیجان ها و نظر و رفتار دیگران تشبیه می کنند. به علاوه، آیا امکان پیش بینی آینده بازار وجود دارد: مثلاً چرا سهام شرکت های یخ سازی در تابستان با افزایش قیمت روبه رو می شود؟ مگر نه اینکه قیمت یک سهام بازتابنده عملکرد بلندمدت یک شرکت است؟ چرا قیمت سهام شرکت های کوچک در اولین عرضه سر به فلک می کشد؟

دلیل حجم بالای معاملات سهام، چیزی غیر از اطمینان بیش از اندازه نیست. اطمینان بیش از اندازه (اطمینان به توانایی محاسباتی خود و ناچیز پنداشتن ریسک)، وضعیت متداولی در تصمیم های خرید و فروش سهام ها و سایر دارایی ها است. بیایید مثل گروچو مارکس (هنرپیشه و طنزپرداز آمریکایی) به مالکیت هر شرکتی و هر کسی درنیاییم. و آیا بازارهای مالی ممکن است واکنش بیش از اندازه ای به یک ویژگی یا مطلب نشان بدهند؟ چرا احتمال وقوع پدیده بازگشت به میانگین را نمی دهیم؟

اگر عواید سهام های بازنده بیش از بازار است، آیا علت این به ریسکی بودن سهام های بازنده باز می گردد یا نادرستی قیمت ها؟ سنجه ریسکی بودن یک سهام، درجه همبستگی آن با بقیه بازار است که بتا نامیده می شود. اگر سهامی دارای بتای یک باشد، آنگاه نوسانات آن نسبتی از کل بازار می شود. اما نتایج پژوهش های تیلر نشان داد سهام های ارزنده (که بتای کمتری داشتند)، از سهام های رشدی پیش افتادند.

یکی از خصائص پیش بینی ها در هر جایی و از جمله بازارهای سهام، این است که پیش بینی ها نمی تواند بیش از آن چیزی که پیش بینی می شود، تغییر کند. با این حال، ظاهراً قیمت سهام ها آنقدر می جنبد تا با تغییرات متعاقب سود سهام توجیه شود.

قانون قیمت واحد می گوید در یک بازار کارآمد، دارایی مشابهی نمی تواند همزمان به دو قمیت مختلف به فروش برسد. اگر چنین چیزی اتفاق می افتاد، فرصتی برای آربیتراژ (راهی برای انجام دنباله ای معاملات که ضامن سودآوری بدون ریسک باشند) به وجود می آمد. تنها چیزی که باعث می شود انسان اقتصادی نظرش را درباره یک سرمایه گذاری عوض کند، اخبار ناب است امّا انسان عادی ممکن است به چیزی فاقد کیفیت خبری واکنش نشان دهد. تیلر و همکاران نشان می دهند در بازار صندوق های سرمایه گذاری ثابت، سرمایه گذاران به مثابه معامله کنندگان اخلال گر عمل می کنند و در معرض مشرب های متغیر خوش بینی و بدبینی یا همان حس وحال سرمایه گذار قرار می گیرند. وقتی سرمایه گذار فردی احساس غرور کند، از تخفیف های صندوق های ثابت کم می شود اما در صورت احساس دلهره و ترس تخفیف ها بزرگتر می شوند.

قیمت سهام هرگز نمی تواند منفی باشد: قدرت دین سرمایه گذارها محدود است. امّا چرا تقسیم یک شرکت به دو بخش مجزّا (الف و ب) باعث می شود قیمت ب سر به فلک بکشد و قیمت الف به حالت منفی درآید؟ وقتی قیمت ها علیه مدیر پول باز به حرکت درآیند و سرمایه گذاران خواستار پس گرفتن مقداری از پول خود باشند، قیمت ها بار دیگر علیه آنها تحریک خواهد شد و این می تواند به یک مارپیچ معیوب بینجامد. درس کلیدی این است که قیمت ها می توانند از ترس صدا به زیر آب بروند و پول باز باهوش همیشه نمی تواند اوضاع را اصلاح کند. درمجموع، اگر خط مشی گذاران به درستیِ همیشگی قیمت ها ایمان داشته باشند، هرگز لزومی برای اقدام پیشگیرانه نمی بینند. اما همین که امکان پذیری حباب ها را مسلّم در نظر بگیریم و بخش خصوصی هم آتش بیار معرکه باشد، آنگاه ایستادگی خط مشی گذاران در برابر باد معنا پیدا می کند.

بخش هفتم: به شیکاگو خوش آمدید

حقوق دان ها نیز مثل اقتصاددان ها نگاه عقلایی به انسان ها دارند. قضیه کوز می گوید منابع در صورت فقدان هزینه های مبادله، یعنی آدم ها بتوانند راحت با یکدیگر مذاکره و معامله کنند، به سوی ارزشمندترین مصارف شان رهسپار خواهند شد. یعنی اگر اختلافی بین دو نفر، بین دو شرکت، یا بین مردم و بخش خصوصی صورت گیرد، طرفین از طریق مذاکره و چانه زنی و بدون دخالت مستقیم دولت به راحتی می توانند به توافق کارآمد دست یابند. امّا تِیلِر ثابت می کند آدم ها و شرکت ها به دلیل اثر مالکیت ، حساسیت به انصاف، و شدت هیجان ها، چنان در برابر مذاکره و چانه نزی مقاومت و لجبازی می کنند که کار برای دستیابی به توافق مشترک سخت می شود.

فرض کنید می خواهید 50 اتاق را بین کارکنان شرکت خود تقسیم کنید. چگونه می توانید کاری کنید آدم ها بهترین انتخاب را داشته باشند و البته از انتخاب های خود راضی باشند. آیا معماری انتخاب ها می تواند به تصمیم گیری آدم ها کمک کند.

شرکت ها بر چه اساسی کارکنان برتر را انتخاب می کنند؟ تیم های فوتبال برحسب چه سازوکاری بازیکن می گیرند یا درباره انتخاب های موجود در یک مسابقه ورزشی (پنالتی، کرنر، ضربه ایستگاهی، و غیره) دست به انتخاب می زنند؟ شواهد میدانی (نه آزمایشگاهی) فراوانی را درباره خطاهای انسان ها در اینجا خواهید دید.

به مسابقات تلویزیونی فکر کنید. آیا اینکه در یکی از مراحل مسابقه شانس آورده اید، باعث می شود در مرحله بعدی روی شانس خود حساب بازکنید؟ به علاوه، چرا آدم ها در هنگام خرید گوشی تلفن دو میلیونی به تخفیف 20 هزار تومانی توجّهی ندارند، امّا در خرید کیف 40 هزار تومانی به شدت از تخفیف 20 هزار تومانی استقبال می کنند؟ همین امر در مورد قبول یا رد پیشنهادهایی که در مسابقات تلویزیونی داده می شود، مصداق دارد.

بخش هشتم: کمک رسانی

اگر بنا باشد از اقتصاد رفتاری در عرصه خط مشی گذاری استفاده کنیم، باید چه ترفندهایی را به جعبه ابزار خط مشی گذاری خود بیفزاییم؟ برای مثال، آیا اقتصاد رفتاری می تواند با استفاده از مفاهیم و ایده های خود به افزایش میزان پس انداز مردم کمک کند؟ چگونه می توانیم با اقتصاد رفتاری مردم را به پس انداز بیشتری ترغیب کنیم؟

تلنگر، خصیصه کوچکی از محیط انتخاب است که توجّه ما را جلب می کند و بر رفتار اثر می گذارد. چون آدم ها انسان های عادی هستند نه انسان های اقتصادی ، پس اشتباه های قابل پیش بینی از آنها سر می زند. اگر خطاها را پیش بینی کنیم، می توانیم خط مشی هایی را وضع کنیم که از نرخ آن اشتباه ها بکاهند. هدف ما تاثیرگذاری بر انتخاب ها است؛ طوری که حال و روز انتخاب کنندگان بهتر شود و قضاوت درباره آن بهترشدنِ حال و روز برعهده خودشان است . تلنگرها به اشکال مختلفی درمی آیند: قواعد پیش فرض، ساده سازی، استفاده از هنجارهای اجتماعی، افزایش سهولت و راحتی، افشاء حقایق، هشداردهی تصویری و غیرتصویری، استفاده از راهبردهای تعهّد قبلی، استفاده از یادآورها، و تحریک نیّات اجرایی.

اقتصاد رفتاری به روح و کالبد ساختارها و نهادهای کشورهای مختلف جهان نیز راه یافته است. شاید به فکر این افتاده باشید که چگونه اقتصاد رفتاری در سازمان ها و نهادهای عمومی و حتی خصوصی جا انداخته شود. در این راستا می توانید از تلاش های دو کشور انگلیس و آمریکا در زمینه تاسیس تیم بینش های رفتاری و واحد تلنگر الگو بگیرید.

نتیجه گیری: موضوعات آینده چیست؟

و نهایتاً تِیلِر برخی از آرزوهای خود درباره آِینده اقتصاد رفتاری را فهرست می کند. و به نظر می رسد اعطاء جایزه نوبل اقتصاد 2017 به وی بتواند بر سرعت گسترش اقتصاد رفتاری در دانشگاه ها و نهادهای عمومی کشورهای جهان بیفزاید، هرچند که تا این لحظه هیچ صدایی از دولت و مجلس ایران شنیده نشده است.

اطلاعات کلی کتاب:
کج رفتاری: شکل گیری اقتصاد رفتاری
نویسنده: ریچارد تیلر
مترجم: بهنام شهائی
ناشر : موسسه کتاب مهربان نشر
تعداد صفحه:552

#معرفی کتاب #معرفی کتاب کج رفتاری شکل گیری اقتصاد رفتاری #آنچه باید درباره کتاب کج رفتاری شکل گیری اقتصاد رفتاری بدانید #معرفی آثار ریچارد تیلر #معرفی کتاب اقتصاد رفتاری

ارسال نظر برای «معرفی کتاب کج رفتاری : شکل گیری اقتصاد رفتاری نوشته ریچارد تیلر»