معرفی کتاب شازده کوچولو


معرفی کتاب شازده کوچولو

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۰۲

داستان "شازده کوچولو" نوشته اگزوپری توسط چند تن از مترجمان توانای فارسی از جمله محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و احمد شاملو به فارسی برگردانده شده و بارها تجدید چاپ شده است.

 

«دوسنت اگزوپری این کتاب را در سال 1943 یعنی یک سال قبل از مرگش و در بحبوحه جنگ جهانی دوم، آن زمان که در آمریکا حضور داشت نوشت؛ شاید خود او هم باور نمیکرد که روزی کتاب کوچکی که نوشته بعد از انجیل کتاب مقدس مسیحیان به عنوان پرخواننده ترین کتاب جهان شناخته شود.»

در ۱۹۴۳ شاهکار سنت‌اگزوپری به نام "شازده کوچولو" Le Petit Prince انتشار یافت که حوادث شگفت‌آنگیز آن با نکته‌های دقیق و عمیق روانی همراه است. شازده کوچولو یکی از مهم‌ترین آثار اگزوپری به شمار می‌رود که در قرن اخیر سوّمین کتاب پرخواننده جهان است. این اثر از حادثه‌ای واقعی مایه گرفته که در دل شنهای صحرای موریتانی برای سنت اگزوپری روی داده است. خرابی دستگاه هواپیما خلبان را به فرود اجباری در دل آفریقا وامی‌دارد و از میان هزاران ساکن منطقه؛ پسربچه‌ای با رفتار عجیب و غیرعادی خود جلب توجه می‌کند. پسربچه‌ای که اصلاً به مردم اطراف خود شباهت ندارد و پرسشهایی را مطرح می‌کند که خود موضوع داستان قرار می‌گیرد. شازده کوچولو از کتابهای کم‌نظیر برای کودکان و شاهکاری جاویدان است که در آن تصویرهای ذهنی با عمق فلسفی آمیخته است. او این کتاب را در سال ۱۹۴۰ در نیویورک نوشته است. او در این اثر خیال انگیز و زیبایش که فلسفه دوست داشتن و عواطف انسانی در خلال سطرهای آن به ساده‌ترین و در عین حال ژرفترین شکل تجزیه و تحلیل شده و نویسنده در سرتاسر کتاب کسانی را که با غوطه ور شدن و دلبستن به مادّیات و پایبند بودن به تعصّبها و خودخواهیها و اندیشه‌های خرافی بیجا از راستی و پاکی و خوی انسانی به دور افتاده اند، زیر نام آدم بزرگها به باد مسخره گرفته است.

نویسنده: آنتوان دو سنت اگزوپری

مترجم: احمد شاملو حق تکثیر : تهران: نشر نگاه ، ‏‫۱۳۹۲.‬

این کتاب در سالهای مختلف توسط ناشرین و مترجمین متفاوت منتشر شده است.

وقتی که شش ساله بودم، یک روز در کتابی به اسم “داستانهای واقعی” که دربارۀ جنگل های کهن بود، تصویر زیبایی دیدم: تصویر یک مار بوآ که داشت حیوانی را می بلعید. تصویر این جور بود:

بخشی از کتاب شازده کوچولو:

در کتاب نوشته بود: “مارهای بوآ شکار خود را بی آنکه بجوند درسته فرو می دهند. بعد دیگر نمی توانند تکان بخورند و مدت شش ماه که هضمِ آن طول میکشد به خواب میروند”. آن وقت من دربارۀ حوادث جنگل خیلی فکر کردم و بعد با یک مداد رنگی توانستم اولین طرحم را بکشم، آن طرح این جور بود:

شاه کارم را به آدم بزرگها نشان دادم و پرسیدم: – از این تصویر میترسید؟ آنان گفتند: – مگر کلاه ترس دارد؟ طرح من که تصویر کلاه نبود. تصویر مار بوآ بود که داشت فیل هضم میکرد. آن وقت من اندرونِ مار بوآ را کشیدم تا آدم بزرگها بتوانند بفهمند. آخر به آنان همیشه باید توضیح داد تا بفهمند. 

آدم بزرگها نصیحتم کردند که از کشیدن مارهای باز و بسته دست بردارم و به جغرافی و تاریخ و حساب و دستور زبان دل بدهم. این جور شد که من در شش سالگی شغل شریف نقاشی را کنار گذاشتم. پس ناچار شدم که دنبال یک شغل دیگر بروم و هواپیمارانی یاد گرفتم. از این راه بود که در زندگی با خیلی آدم های جدّی برخورد کردم. من پیش آدم بزرگ ها زیاد بوده ام و آنان را از نزدیک دیده ام. ولی نظرم دربارۀ آنان چندان فرقی نکرده است.

من همین جور تک و تنها و بدون همزبانی که با او بتوانم حقیقتاً حرف بزنم زندگی کردم تا شش سال پیش که هواپیمایم خراب شد و ناچار در صحرای کبیر افریقا به زمین نشستم. چیزی در موتور هواپیما شکسته بود و چون نه تعمیرکاری همراهم بود و نه مسافری داشتم خودم را آماده کردم تا دست تنها تعمیر دشواری انجام بدهم. مسئلۀ مرگ و زندگی بود. آب آشامیدنی فقط به اندازۀ یک هفته داشتم، آن هم به زور.

باری، شب اول، در فاصلۀ هزار مایلیِ هر آب و آبادی، روی ماسه ها خوابیدم. پس شگفتی مرا درمی یابید که هنگام طلوع آفتاب با شنیدن صدای نازک عجیبی از خواب پریدم. صدا می گفت: – بی زحمت یک گوسفند برای من بِکِش! – چی؟ – یک گوسفند برای من بکش …

#معرفی نویسنده آنتوان دو سنت اگزوپری #معرفی کتاب های مترجم احمد شاملو #معرفی کتاب شازده کوچولو

ارسال نظر برای «معرفی کتاب شازده کوچولو»