معرفی کتاب احضاریه نوشته علی‌ مؤذنی


معرفی کتاب احضاریه نوشته علی‌ مؤذنی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۱۴

تعداد بازدید : ۱۸۷

نویسنده :
بهاره دویران

ناشر در معرفی این کتاب نوشته است: «احضاریه» در قالب اثری دینی در رفت و برگشت بین گذشته و حال، روایتی از زندگی یک روزنامه نگار نویسنده است که برای سفر به کربلا نه دعوت که احضار می شود.

مؤذنی در این اثر از رخدادهایی مانند زیارت و آئین راهپیمایی عظیم اربعین برای نقل داستانی از حیات حضرت زینب سلام الله علیها بهره برده است.

* زائری: «احضاریه» متعلق به علی موذنی نیست، امانتی است که به او داده اند!

حجت الاسلام محمدرضا زائری با بیان خاطره ای از نخستین آشنایی با علی موذنی، گفت: نخستین بار سال 1375 در جلسه ای راجع به آفرینش آثار ادبی صحبت کردم و می خواستم بروم که علی موذنی به موقع مچ من را گرفت که کجا می روی؟ آفرینش صاحب دارد و متعلق به چند روزنامه نگار و ... نیست. به همین دلیل معتقدم کتاب «احضاریه» متعلق به علی موذنی نیست، بلکه امانتی است که به او داده اند تا به من و شما برساند. امانتی است که به سرانگشتان وی سپرده شده که روی کاغذ بیاورد و از این طریق به ما برساند.

در نوشته پشت جلد کتاب می خوانیم: باز گمش کردم. دلم می خواست برایش درددل کنم و بپرسم چرا فقط من باید این وسط مریض شوم و به آن حال بیفتم. شما که دکترید، راهنمایی ام کنید. و بگویم دکتر جان من فکر می کنم از شدت ضعف دچار مالیخولیا شده ام و به قول شما پزشک ها گرفتار سندرم حاج ناصر شده ام و ویروسی در ذهن من به فحش فعال شده است که هرچه پیش تر می روم، سلول های بیشتری را از من دربر می گیرد. بفرما. سروکله اش پیدا شد و این بار مشتی بادام ریخت توی مشتم و رفت. هیچ سوالی نکرد. نپرسید «خوبی؟»، نگفت «تصمیمت چیست؟»، عین فرفره رفت. چهارده تا بادام بود. دستش را خواندم. حتما به نیت چهارده معصوم. می خورم. بسیار خوب. فحشت هم نمی دهم. چون این جا نجف است و علی هست و آه...

در بخشی از کتاب می خوانیم:

زینب پرسید:چرا بیشتر از آنکه گریه کنی خندیدی مادر!

فاطمه با لب های سفید لبخند زد.گفت:چون خبر دوم تلخی خبر اول را گرفت.خوشا آنان که از این دنیا زود میروند.

حسن پرسید:پس ما چه؟

فاطمه گفت:هزار سال هم که عمر کنی چشم بر هم زدنی بیش نیست،حسن جان!

حسین پنجه پای مادر را گرفت گفت:قسمت بدهم که بمانی؟

مادر سر تکان داد که نه.گفت:زینب جان،خوب از حسنین مراقبت کن.

و چشمانش را بست.زینب گفت:باید ادای تو را در بیاورم؟نازشان کنم؟غذا بگذارم جلویشان؟

فاطمه چشمانش را باز کرد گفت:یاد میگیری چطور،عزیزم...

حسین گفت:این یعنی خداحافظی؟

فاطمه گفت: نه عزیزم سفارشتان را کردم.

حسن گفت:بار ما را روی دوش زینب نگذار مادر جان خودت بمان.

فاطمه زد زیر گریه:اگر بگویم خدا میخواهد که من بروم چه؟حجت تمام است؟اگر بگویم از این دنیا جز بوی تعفن نمی شنوم و در رنج و عذابم چه؟باز میگویید بمانم؟

حسین نیز به گریه افتاد.

فاطمه گفت:گریه نکن عزیز مادر!

زینب رفت میان حسنین نشست و دست هایشان را گرفت.گفت: فرزندان من برای گریه وقت بسیار است بیایید دل مادر را پیش از رفتنش شاد کنیم که ثوابی بالاتر از شاد کردن دل مومن نیست.

رو به مادر گفت: دلت چگونه شاد میشود.

فاطمه گفت:وقتی حسن هیبت پدر به خود می گیرد و خطبه های او را میخواند دلم شاد میشود.

زینب به حسن نگاه کرد گفت:چرا معطلی پسرم یکی از خطبه های پسر عمو را بخوان!

فاطمه هر چند از درد پهلو ها و شکمش در خود می پیچید اما از آنکه زینب آنگونه در جلد او فرو رفته و حتی پدرش را پسر عمو خطاب کرد بلند خندید و صدای او فضه را نیز به اتاق کشاند.فضه گفت:الهی به قربان صدای خنده آن فاطمه جان کاش آقا هم بود و این خنده را میدید و می شنید.

فاطمه گفت:از دست این زینب...

مشخصات کتاب:

احضاریه

نویسنده: علی مؤذنی

ناشر کتاب: اسم

تعداد صفحات: 220

شابک: ‏‫‬‮‭978-622-6019-01-9

#معرفی کتاب #معرفی کتاب احضاریه #معرفی آثار علی مؤذنی #معرفی کتاب با موضوع کربلا #انتشارات اسم #آنچه باید درباره کتاب احضاریه بدانید

نظرات کاربران

سلام، جهت دریافت کتاب این لینک ( http://rushanacamp.ir/buy ) را مطالعه بفرمائید. با تشکر

ایا برای شرکت در مسابقه باید کتاب از اینجا خریداری بشه؟

ارسال نظر برای «معرفی کتاب احضاریه نوشته علی‌ مؤذنی»