معرفی کتاب یادداشت‌های یک پدر کم‌تجربه نوشته مرتضی قدیمی


معرفی کتاب یادداشت‌های یک پدر کم‌تجربه نوشته مرتضی قدیمی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۹

تعداد بازدید : ۲۷

نویسنده : mjavad

کتاب «یادداشت های یک پدر کم تجربه» به قلم «مرتضی قدیمی» بیش از صد داستان کوتاه را دربردارد. این داستان ها ارتباط یک پدر و فرزندش به نام بردیا را روایت می کند. پدر روزنامه نگار است و گاهی موضوعات اجتماعی را دستمایه یادداشت هایش قرار می دهد تا با روایتی طنزگونه حال و هوای جذابی را در رابطه با پسرش بیان کند.

در توضیح پشت جلد کتاب آمده است:

«بچه ها با دنیای پر از صداقت و صمیمیتی که دارند، به سرعت بزرگ می شوند؛ آنقدر که بگوییم: وای! چه بزرگ شده! اما حیف، گاهی صداقت و صمیمیت آن ها مثل خودشان قد نمی کشد و بزرگ نمی شود. بچه ها از زمانی که تلاش می کنند مثل ما شوند یا تلاش می کنیم مثل ما شوند، خیلی زود مثل ما می شوند، آرام آرام آن دنیای لبریز از دوستی، جای خود را به خودخواهی خواهد داد. : بابایی؟ – بله؟ :امیرعلی کمی از کیک منو برداشته، فکر کنم عیب نداره مگه نه؟ – ترسو نباش پسرم! برو حقتو بگیر ازش.»

«ماجرای شکم من» از این مجموعه را می خوانیم:

«فرهاد چند وقتی است که باشگاه بدنسازی می رود و همسر محترم هم به من پیشنهاد کرده برای باشگاه بدنسازی وقت بگذارم. به شکمم که نگاه می کنم به نظرم من همین کار را کرده ام. هم وقت گذاشته ام و هم ساخته ام. حالا برای چه باید بروم باشگاه را نمی دانم؟ ولی واقعا باید وقت بگذارم. بردیا به عکس هایی که از من گرفته نگاه می کند و می گوید بابا پشت شکمت قایم شدی انگار. همسر محترم هم می خندد و می گوید اگه با هم قایم موشک بازی کنید لازم نیست جایی بدوی همان جا بایستی بردیا پیدایت نمی کند بس که شکمت گنده شده است.

نظر نویسنده در مورد کتاب :

«یادداشت های یک پدر کم تجربه» دربرگیرنده بیش از 100 ماجراست که به ارتباط یک پدر و فرزندش به نام بردیا می پردازد. پدری روزنامه نگار که گاهی موضوعات اجتماعی را دستمایه یادداشت ها قرار داده تا با روایتی طنزگونه حال و هوای جذابی را در رابطه با پسرش بیان کند. چند سالی بود که این یادداشت ها را در شبکه های مجازی مختلف منتشر می کردم که خوشبختانه مورد توجه قرار گرفت و همین نکته باعث شد تا مجموعه ای از آن ها را در یک کتاب منتشر کنم. قاعدتا بخشی از این کتاب می تواند تخیل باشد و یا این که یک اتفاق یا یک جمله که زمینه ساز بسط دادن ماجرایی شود. به نظرم همه پدر و مادرها با همین اتفاقات مواجه می شوند، اما برای من به عنوان یک روزنامه نگار این تفاوت را داشته که آن ها را بنویسم و گاهی درصد طنز ماجراها را تغییر دهم تا خواندنی تر شوند و صرفا شنیدنی نباشند. " در یکی دیگراز داستان های این کتاب با عتوان «ماجرای زنبورها» می خوانیم: - بابایی؟ - بله. - به نظر شما زنبورها هم آدامس می خورن؟ - فکر نکنم. - به نظرم می خورن، ولی نمی تونن باد کنن. - نمی دونم. - چرا. من مطمئن هستم می خورن. یک بار خودم دیدم. - شاید بعضی هاشون بخورن. - بابایی؟ - بله. - اگه آدامس بخورن، چه جوری عسل درست می کنن؟ نمی چسبه به دهنشون؟ - احتمالا وقت هایی که عسل درست می کنن آدامس نمی خورن. - به نظرتون آدامس اکالیپتوس را بیشتر دوست دارن یا طعم هندونه؟ - فکر کنم وقت هایی که می رن سونا اکالیپتوس دوست داشته باشن. - بابایی؟ - بله. - به نظرتون زنبورها دندون دارن؟ - نه. نیش دارن. - خب پس چه جوری آدامس می خورن. فکر کنم نمی خورن. - بردیا جون بابا تو کار و زندگی نداری؟ - آخه نگران زنبورها هستم. یعنی نگرانشون نباشم؟

اطلاعات کلی کتاب :
یادداشت های یک پدر کم تجربه
نویسنده: مرتضی قدیمی
ناشر: میلکان
تعداد صفحات: 192

#معرفی کتاب #معرفی کتاب یادداشت‌های یک پدر کم‌تجربه #آنچه باید درباره کتاب یادداشت‌های یک پدر کم‌تجربه بدانید #معرفی آثار مرتضی قدیمی #انتشارات ملیکان

ارسال نظر برای «معرفی کتاب یادداشت‌های یک پدر کم‌تجربه نوشته مرتضی قدیمی»