حضور
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
  • تعداد بازدید: ۳۴۲

حضور

#دلنوشته

در این لحظات تنهایی و دل گرفتگی اگرچه دنیا دور و بی رحم شده است اما به خودت یادآوری کن که خدا همیشه با توست.

اوست که در دل شب های تاریک،

پناه و آرامش واقعی است و

هرگز از تو دور نخواهد شد.

در این سکوت، به یاد بیاور که حتی در تنهایی، وجودش همچون نوری طلایی و گرم، اطراف تو را احاطه کرده است.

او در هر قطره ی باران،

در هر نسیم نرم،

در هر تپش قلب تو،

حضور دارد.

پس دستت را روی قلبت بگذار تا در دل این سکوت، آرامش او را بیابی و

دست او را در دست خود احساس کنی و همیشه با خودت تکرار کن که

تو می توانی با ایمان به او، سختی ها را پشت سر بگذاری.

پس در هر قدم، به یاد داشته باش که خدا همیشه با توست و تو را تنها نگذاشته است.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

داستان سایه‌های قلب
داستان سایه‌های قلب
در شهر کوچکی به نام "آرام‌شهر"، زندگی زنی به نام "نرگس" جریان داشت. نرگس زنی...

صبح جادویی
صبح جادویی
‍#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #صبح_جادویی #اثر_هال_الرود #مترجم_سپیده_فخارزاده   کتاب صبح جادویی نوشته‌ی هال الرود، اولش به‌صورت داستان نوشته شده است که مردی تصادف می‌کند و حافظه...

شعر نوید
شعر نوید
آنچه با تو گویم  برای جوانه بود آنچه با تو گویم  برای ریشه و خاک...

مدیر مدرسه
مدیر مدرسه
‍#معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #مدیر_مدرسه #نویسنده_جلال_آل_احمد   این کتاب را از سایت طاقچه خواندم و کتاب خیلی خوبی است. نثر آن روان...

ارسال نظر برای «حضور »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا