حضور
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۰۹
  • تعداد بازدید: ۴۰۲

حضور

#دلنوشته

در این لحظات تنهایی و دل گرفتگی اگرچه دنیا دور و بی رحم شده است اما به خودت یادآوری کن که خدا همیشه با توست.

اوست که در دل شب های تاریک،

پناه و آرامش واقعی است و

هرگز از تو دور نخواهد شد.

در این سکوت، به یاد بیاور که حتی در تنهایی، وجودش همچون نوری طلایی و گرم، اطراف تو را احاطه کرده است.

او در هر قطره ی باران،

در هر نسیم نرم،

در هر تپش قلب تو،

حضور دارد.

پس دستت را روی قلبت بگذار تا در دل این سکوت، آرامش او را بیابی و

دست او را در دست خود احساس کنی و همیشه با خودت تکرار کن که

تو می توانی با ایمان به او، سختی ها را پشت سر بگذاری.

پس در هر قدم، به یاد داشته باش که خدا همیشه با توست و تو را تنها نگذاشته است.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

معرفی مظاهر مصفا
معرفی مظاهر مصفا
مظاهر مصفا در ۲۰ بهمن ۱۳۱۱ در اراک به دنیا آمد و در ۸ آبان...

داستان روشنای امید
داستان روشنای امید
فصل اول: روزهای تاریک سایه‌ها از دیوار اتاقم بالا می‌رفتند و پایین می‌آمدند. شب و...

#شعر#تمام ناتمام من
#شعر#تمام ناتمام من
تمام ناتمام من   زمانی که قلمم در عشق می‌رقصد،   ناتمام من در خواب بیداری می‌بیند   آوای تو ای هدیه‌ی...

مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #مردی_که_مدام_با_چترش_بر_سرم_می‌کوبید #نویسنده_فرناندو_سورنتینو #ترجمه_شکیبا_غیاثی من این کتاب را از سایت طاقچه خواندم که کتاب ١١...

ارسال نظر برای «حضور »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا