مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
  • تعداد بازدید: ۴۹۲

مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید

#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #مردی_که_مدام_با_چترش_بر_سرم_می کوبید #نویسنده_فرناندو_سورنتینو #ترجمه_شکیبا_غیاثی

من این کتاب را از سایت طاقچه خواندم که کتاب ١١ صفحه است. داستان از آن جا شروع می شود که مردی در پارک روی صندلی نشسته و یک مرد با چترش به سرش می کوبد و این کار را ادامه می دهد. ابتدا با او دعوا می کند و ضربات محکمی به او می کوبد، اما باز مرد بلند می شود و همچنان با چترش به او ضربه می زند. البته ضرباتش محکم نیست ولی آزار دهنده است. مرد با خودش فکر می کند، چگونه از شرش خلاص شود؟ به خانه می آید اما تا می خواهد در را محکم ببندد، مرد جلوی در را می گیرد و وارد خانه می شود و سپس همچنان با چترش به سر او می کوبد. خلاصه آخر داستان، دیگر مرد به ضربات او عادت کرده است و با خودش فکر می کند اگر یک روز با چترش به سرش نکوبد، چکار کند!

#برداشت_لیلا_طاهری_نژاد @Deaf_lyla https://splus.ir/ketabkhani_ktab

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۰) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

داستان انتخاب‌های قلب
داستان انتخاب‌های قلب
در شهر بزرگی به نام "شهر آرزوها"، زندگی زوجی به نام "سارا" و "امیر" جریان...

با من حرف بزن
با من حرف بزن
با من حرف بزن! من عاشق دیدن سپیده‌دم هستم. هر بار با دمیدن مروارید صبح...

معرفی کتاب بانوی میزبان
معرفی کتاب بانوی میزبان
این کتاب نصیحتی می‌کند: ضعیف نباش. آدم ضعیف تاب تنهایی ندارد. هر چه به او...

شعر بخوانیم
شعر بخوانیم
گاهی تمامی جهان در دستان ماست اما چشم‌هایمان در حسرت افقی دورتر بی‌مهابا می‌نگرند به...

ارسال نظر برای «مردی که مدام با چترش بر سرم می‌کوبید »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.