هرچه داریم امانت‌های خدا هستند
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۹/۳۰
  • تعداد بازدید: ۱,۷۰۶

هرچه داریم امانت‌های خدا هستند

چوپانی که بسیار مؤمن بود، در روستای دوری زندگی می کرد. روزی تنها پسر نوجوانِ خویش را بر اثر بیماری از دست داد، اما صبوری کرد. مدتی بعد همسرش بیمار شد و از دنیا رفت ولی چوپان باز هم ناشکری نکرد و از عبادتِ خدا سست و ناامید نشد.

مردم از او درباره این همه صبرش سؤال کردند. او گفت: من صبر و تسلیم را از گوسفندانم آموختم. گوسفندانِ مرا گرگ هم می خورد و من هم می خورم. اما گوسفندانم از دیدنِ گرگ، فراری می شوند ولی از دیدنِ من فرار نمی کنند چون می دانند من برای بزرگ شدن و زندگی آن ها زحمت کشیده ام. با آن ها برای سیر شدنِ شکمشان آواره کوه و بیابان شده ام برای اینکه آنان در امان باشند. شب ها با آن ها بیدار مانده ام و سرما و گرما کشیده ام ولی گرگ هیچ زحمتی برای آن ها نکشیده است.

وقتی پسرم و همسرم را خدا داده بود و او بیشتر از من، آن ها را دوست داشت و برایشان زحمت کشیده بود، پس بعد از گرفتن آن ها من هرگز از خدایِ خود روی برنگردانم و طلب کارش نشوم.

مهم گرفتنِ فرزند و همسرم، از دستِ من نیست، مهم آن است که چه کسی آن ها را از من گرفته باشد.

@Masaf

agent نویسنده: محسن یوسفی

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

فصل‌های زندگی هم مثل فصل‌های سال ماندنی نیستند
فصل‌های زندگی هم مثل فصل‌های سال ماندنی نیستند
مردی چهار پسر داشت. او هرکدام از آن‌ها را در فصل‌های مختلف به سراغ درخت...

ما احلی اسمكم
ما احلی اسمكم
 چقدر بردن نام شما شيرين است! احلی من العسل… ای امام رئوف، یا امام رضا!ـبه...

حساب جادویی زمان
حساب جادویی زمان
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که بانک هر روز صبح یک...

ﺩﺭﺱ ﻇﻠﻢﺳﺘﯿﺰﯼ
ﺩﺭﺱ ﻇﻠﻢﺳﺘﯿﺰﯼ
چهارشنبه بود که استاد ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﭽﻪﻫﺎ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ به‌صورت ﺷﻔﺎﻫﯽ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ می‌گیرﻡ. ﻫﻤﺎﻥ...

ارسال نظر برای «هرچه داریم امانت‌های خدا هستند»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا