جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
اندازه نگه دار که اندازه نکوست
همسایه نیازمندی داشتیم که روزی از مادرم کاسهای نخود خواست.
مادرم به او از منزل نخود...
عمری را که همچون دقایق میگذرد غنیمت شمار
پدر پیری در حال احتضار و در بستر بیماری فرزندش را نصیحتی کرد. پدر گفت:
پسرم!...
محبتت را صرف هرکسی نکن
هر بار که پدرم برنج جدیدی میخرید، مادرم پیمانه را کمتر از روزهای دیگر میگرفت.
او...
رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است
دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو متقی و پرهیزکار بودند و عالم...