عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۳/۰۲
  • تعداد بازدید: ۱,۴۲۷

عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار

پدر پیری در حال احتضار و در بستر بیماری فرزندش را نصیحتی کرد. پدر گفت:

پسرم! هرگز منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا مباش و اشک هایت را با دستان خود پاک کن، چراکه همه رهگذرند.

پسرم! زبان استخوانی ندارد ولی این قدر قوی است که بتواند به راحتی سری سخت را بشکند. پس مراقب حرف هایت باش.

فرزندم! به کسانی که پشت سرت حرف می زنند بی اعتنا باش؛ آن ها جایشان همانجاست، دقیقا پشت سرت، و هرگز نمی توانند از تو جلوتر بیفتند. پس نسبت به آنان گذشت داشته باش.

پسرم! سن من ۸۰ سال است ولی مانند هشت دقیقه گذشت و دارد به پایان می رسد؛ پس در این دقیقه های کوتاه زندگی، هرگز کسی را از خودت ناراحت نکن و مرنجان!

پسر عزیزم! قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را پیش خدا شکوه و گلایه کنی، نظری به پایین بینداز و از داشته هایت شاکر باش!

agent نویسنده: محسن یوسفی

می پسندم (۴) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
همسایه نیازمندی داشتیم که روزی از مادرم کاسه‌ای نخود خواست. مادرم به او از منزل نخود...

هرچه داریم امانت‌های خدا هستند
هرچه داریم امانت‌های خدا هستند
چوپانی که بسیار مؤمن بود، در روستای دوری زندگی می‌کرد. روزی تنها پسر نوجوانِ خویش...

ویژگی‌های دایه‌ی مناسب برای فرزند
ویژگی‌های دایه‌ی مناسب برای فرزند
در فرمایش گهرباری از امام على عمل آمده است: دایه را همان گونه انتخاب کنید...

ﺩﺭﺱ ﻇﻠﻢﺳﺘﯿﺰﯼ
ﺩﺭﺱ ﻇﻠﻢﺳﺘﯿﺰﯼ
چهارشنبه بود که استاد ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﭽﻪﻫﺎ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ به‌صورت ﺷﻔﺎﻫﯽ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ می‌گیرﻡ. ﻫﻤﺎﻥ...

ارسال نظر برای «عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.