ذهنت را آرام کن
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۲/۳۱
  • تعداد بازدید: ۱,۳۳۰

ذهنت را آرام کن

کشاورزى ساعت گرانبهایش را در انبار علوفه گم کرد. هرچه جست وجو کرد، آن را نيافت.

از چند کودک کمک خواست و گفت: هرکس آن را پيدا کند، جايزه می گيرد.

کودکان گشتند اما ساعت پيدا نشد. تا اینکه پسرکى به تنهايى درون انبار رفت و بعد از مدتى به همراه ساعت از انبار خارج شد.

کشاورز متحير از او پرسيد: چگونه موفق شدى؟

کودک گفت: من کار زيادى نکردم، فقط آرام روى زمين نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صداى تيک تاک ساعت را شنيدم. به سمتش حرکت کردم و آن را يافتم.

حل مشکلات، نیازمند یک ذهن آرام است...

agent نویسنده: محسن یوسفی

می پسندم (۴) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

تبیین شخصیت رهبری - بخش دوم
تبیین شخصیت رهبری - بخش دوم
🔰 سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی در برنامه #راه_نو، بهمن ۱۴۰۴ ⁉️ چرا رهبری از بازپخش یک تصویر ناراحت...

بند نافِ بریده‌شده را به هر جایی گره نزن
بند نافِ بریده‌شده را به هر جایی گره نزن
بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم. به مادر دل...

خلاصه دانش‌ها
خلاصه دانش‌ها
دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت: چرا به جای تحصیل علم،...

اخلاق خوش
اخلاق خوش
 امیرالمؤمنین #امام_علی عليه السلام:  بحُسنِ الأخلاقِ يَطيبُ العَيشُ  با اخلاق خوش است كه زندگى خوش و خرّم...

ارسال نظر برای «ذهنت را آرام کن»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا