جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
عمری را که همچون دقایق میگذرد غنیمت شمار
پدر پیری در حال احتضار و در بستر بیماری فرزندش را نصیحتی کرد. پدر گفت:
پسرم!...
ریشه انسانها، فهم آنهاست
یک سنگ به اندازهای بالا میرود که نیرویی پشت آن باشد.
با تمام شدنِ نیرو، سقوط...
مادری که در جوانی، پیر شد
دکتری به خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت:
به شرطی...
هرچه داریم امانتهای خدا هستند
چوپانی که بسیار مؤمن بود، در روستای دوری زندگی میکرد. روزی تنها پسر نوجوانِ خویش...