از رحمانیت خدا سوءاستفاده نکنیم
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۳/۰۷
  • تعداد بازدید: ۱,۸۴۲

از رحمانیت خدا سوءاستفاده نکنیم

مرد رباخوار و عیاشی بود که هرگاه گناه می کرد، به او می گفتند: گناه نکن!

در جواب می گفت: خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِين است، نترسید! او هرگز بندۀ خود را هر چقدر هم که بد باشد، نمی سوزاند. من باورم نمی شود، او از مادر مهربان تر است، چگونه مرا بسوزاند در حالی که این همه در خلقت من زحمت کشیده است!

روزگار گذشت و سزای عمل این مرد رباخوار، پسر جوانی شد که در معصیت خدا، پدر را در جیب گذاشت و به ستوه آورد، تا آنجا که پدر آرزوی مرگ پسر خویش می کرد.

گفتند: واقعا آرزوی مرگش را داری؟

گفت: والله کسی او را بکشد نه شکایت می کنم، نه بر مردنش گریه خواهم کرد.

گفتند: امکان ندارد پدری با این همه حب فرزند که زحمت بر او کشیده است، حاضر به مرگ فرزندش باشد.

گفت: والله من حاضرم، چون مرا به ستوه آورده و به هیچ صراط مستقیمی سربه راه نمی شود.

گفتند: پس بدان، بنده هم اگر در معصیت خدا بسیار گستاخ شود، خداوند أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ از او به ستوه می آید و بر سوزاندن او هم راضی می شود .

قتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ؛ مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است. (عبس:۱۷)

agent نویسنده: محسن یوسفی

می پسندم (۶) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

فصل‌های زندگی هم مثل فصل‌های سال ماندنی نیستند
فصل‌های زندگی هم مثل فصل‌های سال ماندنی نیستند
مردی چهار پسر داشت. او هرکدام از آن‌ها را در فصل‌های مختلف به سراغ درخت...

نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
مردی در نیمه‌های شب دلش گرفت و از نداری گریه کرد. دفتر و قلم به‌دست...

اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
همسایه نیازمندی داشتیم که روزی از مادرم کاسه‌ای نخود خواست. مادرم به او از منزل نخود...

ما احلی اسمكم
ما احلی اسمكم
 چقدر بردن نام شما شيرين است! احلی من العسل… ای امام رئوف، یا امام رضا!ـبه...

ارسال نظر برای «از رحمانیت خدا سوءاستفاده نکنیم»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا

یارکتاب را دنبال کنید
برای اطلاع از مسابقات جدید، اعلام نتایج، جوایز و اخبار یارکتاب عضو کانال یارکتاب شوید.