جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
داستان سنجدهای خسیس اثر لیلا طاهرینژاد
در خانه نشستهام و به جعبه سنجدها خیره شدهام. یادم میآید وقتی این سنجدها را...
شعر بخوانیم
گاهی
تمامی جهان در دستان ماست
اما چشمهایمان
در حسرت افقی دورتر
بیمهابا
مینگرند به...
داستان سایههای قلب
در شهر کوچکی به نام "آرامشهر"، زندگی زنی به نام "نرگس" جریان داشت. نرگس زنی...
هدایت
استغفرالله ربی و اتوب الیه
خدایا:
در دلِ شب، با یاد تو آرمیدهام
با اشک و آه، به...