بهانه‌هایی برای کتابخوانی


به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، برای مطالعه کتاب بهانه های مختلفی وجود دارد که هر کدام نیازمند بررسی مستقلی است که در این فرصت محدود برخی از بهانه های مذکور بررسی می شود. یکم: برای دریافت اخبار ناامید کننده واژه «کتاب » را از جستجوگرهای اینترنتی بخواهیم، حداقل چند صفحه تیترهای متنوع از اشخاص مختلف به خصوص مسوولان، نهادها و سازمان ها منتشر می شود، برخی ها به بیان علت ها و معلول ها پرداختند، صدها دلیل برای رسیدن به تیترهای ناامیدوارانه می شود، پیدا کرد، در هر صورت برای کسی که بخواهد در عرصه کتاب و کتاب خوانی کاری انجام ندهد، حتی دلایل پژوهش محور، مقایسه های جهانی، نمودارهای کوتاه و بلند هست که همه نشان می دهد تا اطلاع ثانوی مردم کتاب نمی خوانند. الحمدلله هر روز بهانه های مدرن به فهرست علل ناامید کننده اضافه می شود، دهه پیش همه تقصیرها گردن تلویزیون بود و الان گردن گوشی های همراه و شبکه های مجازی و فردا بهانه های پسامدرنی قطار خواهد شد. دوم: با نگاه «فرصت محور» اما در گوشه و کنار خبرهای امیدوار کننده تری هست که درباره آنها پژوهش کمتری شده است.مثلا چرا هزاران مشهدی کتاب «من زنده ام» را خریدند و خواندند. چرا «رویای نیمه شب» یا «دخیل عشق»یا «اینک شوکران» بیشتر از کتاب های دیگر حداقل دو برابر شمارگان کل کشور فقط در مشهد خریداری شد. یا یک کانال تگرامی مشهدی می تواند با «نذرفرهنگی» در حوزه کتاب، تکانی به کتاب بدهد و نمودار درصد فروش کتاب را کمی بالاتر ببرد.از همین تجربه ها، طرح «روشنا» و طرح «همه با هم بخوانیم» تا حدودی جای خودشان را بین اهالی کتاب باز کرده اند. سوم: مساله و «سوال اصلی» را تغییر دهیم. به جای این که پرسش اصلی مان چرا «مردم کتاب نمی خوانند؟»باشد؛ سوال اصلی این باشد که تاکنون سازمان ها، نهادهای انقلابی، ملی، دینی، شخصیت ها،گروه های مرجع و پیشروها، به عنوان «فر»های «هنگ» چه عملکرد درخشانی داشته اند. به تعبیر دیگری انگشت نشانه را باید به سمت برنامه ریزان، اتاق فکرها و غیره برگردانیم. چهارم:کتاب خواندن، اشتغال زایی می کند. حدود حداقل 10 شغل مستقیم و غیر مستقیم باید چرخ روزگارشان بچرخد تا یک کتاب به دست علاقمندان برسد. اگر به کتابخوانی نگاه اقتصادی داشته باشیم علاوه بر فعال شدن ده ها نویسنده، از صفحه آرا و ویراستار، تا صنعت نشر و غیره سفره شان بزرگتر از وضعیت موجود خواهد شد. پنجم:کتابخانه ها افتخارشان تعداد کتابهایشان نباشد؛ مهم تعداد اعضایشان است. متاسفانه کتابخانه های بزرگی در شهرها تاسیس می شود که آمار کتابهایشان بسیار، اما تعداد اندکی عضو کتابخوان دارند و معمولا همان چند نفر پشت کنکوری هستند.کتابخانه ها می توانند کوچک و چابک باشند و در هر خیابان و کوچه یک کتابخانه عمومی کوچک می تواند نیازهای مردم را تامین کند. خانه کتاب و خانه اسباب بازی الگوهای اجرا شده موفقی است که می تواند گسترش یابد. ششم: به نظر می رسد در زمینه ترویج فرهنگ کتابخوانی، ما بیش از آنچه کاشته ایم توقع داریم برداشت کنیم. تقریبا با وجود دغدغه مندی مسؤولان استانی و شهری نتوانسته ایم همگام با خواست های مردم پیش برویم و گرنه هرجا ایده خلاقانه ای با موضوع کتاب مطرح شده است مردم هم خریده اند و خوانده اند. نمی شود با این گزاره قطعی که «مردم کتاب نمی خوانند» خودمان را برای کارهای سخت تر در این حوزه آماده نکنیم. هفتم: برخی کارشناسان معتقدند به دلیل بزرگ شدن شهرها، همان گونه که هر محله در شهر و هر روستا به بوستان و فضای سبز برای تنفس نیازمند است به غذای روح نیازمندتر است.کتابخانه های بزرگ می تواند نیازهای اهل تحقیق و علم و کاوش را پاسخ دهد اما به دلیل دسترسی دور و برخی ضوابط دست و پاگیر نمی توانند محل رجوع عام مردم باشند.

منبع


ارسال نظر برای «بهانه‌هایی برای کتابخوانی»