شعر در آتش یاد
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۹
  • تعداد بازدید: ۴۵۹

شعر در آتش یاد

حیرانم، همچو دیوانگان،

سرافکنده در سایه های کردار خویش،

ویرانه ای از طوفان خاطرات،

می سرایم؛

نقش عشق،

آتشی سوزان در خیالم،

شعله ور.

خاموش تر از نجوای فریادها

در دل سکوتی ژرف

هراسانم،

از تیرگی و ظلمت خویشتن.

دلشکسته تر از همیشه،

و در زنجیر یادها

آیینه ها فریاد می زنند،

شعرهای ناب را،

در هر تار و پود وجودم

تجلی می کنند

با چشم دل،

به تصویر می کشانم،

خویش را

می سرایم

نقش یاد را،

نقش عشق،

سرافکنده از کردار خویش.

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شازده کوچولو
شازده کوچولو
‍ #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شازده_کوچولو #آنتوان_سنت_اگزوپری #مترجم_مجید_مردانی   داستان شازده کوچولو شرح حال مسافری کوچک به نام شازده کوچولو و رخدادهای زندگی...

وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
#دلنوشته_بخوانیم  وقتی خدا قلبت را اندازه می‌گیرد  وقتی خدا بخواهد   بزرگیت را بسنجد   خط‌کش و متر نمی‌آورد  چشم به ارتفاع...

وصال
وصال
خوشا غرق شدن در کلمات   غرق وجود در دریاهای دانایی خوشا کشف دنیایی تازه...

دلنوشته در آغوش مهربانی
دلنوشته در آغوش مهربانی
در آغوش مهربانی خدا، آرامش دل است   نوری از عشق و رحمت، در هر لحظه ما...

ارسال نظر برای «شعر در آتش یاد»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا