مسیر بسته کتابخوانی و مسئولانی که کتاب نمی‌خوانند


مسیر بسته کتابخوانی و مسئولانی که کتاب نمی‌خوانند

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۲۱

تعداد بازدید : ۲۳

نویسنده : yarketab

هفته کتاب و کتابخوانی آغاز شده است و به تناسب این نام گذاری، فعالیت های بسیاری از مراکز فرهنگی تحت الشعاع کتاب قرار گرفته است. معمولاً در این هفته روزنامه ها و خبرگزاری ها پر می شود از گزارش مراسمی که به مناسبت هفته کتاب برگزار می شود؛ برنامه ها و مراسمی که باید همه اش منتهی بشود به یک مسئله و آن هم چیزی نیست جز کتابخوان شدن این جماعت کتابزده!

با همه این ها در هفته گذشته مجید غلامی جلیسه، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب، بیست وپنجمین هفته کتاب را خانواده محور و شعار آن را «آینده روشن با خانواده کتابخوان» اعلام کرده است. حال سؤال ما این است که در جامعه با این شرایط فرهنگی، خانواده کتابخوان چگونه محقق می شود؟

اگر جزو خانواده هایی هستید که فارغ از مسائل فرهنگی حاکم بر جامعه ای که در آن زندگی می کنید، دوست دارید در خانه تان روح کتابخوانی را زنده کنید و فرزندانی کتابخوان داشته باشید، گزارش امروز و تحلیل های کارشناسان را بخوانید.

فقط دعا کنیم!

همیشه کارشناسان، نویسندگان، شاعران و فعالان حوزه فرهنگ تأکید کرده اند زمانی یک خانواده می تواند روح کتابخوانی را در خود ایجاد کند و فرزندانی تربیت کند که انگیزه خواندن و لذت بردن از کتاب را داشته باشند، که پدر و مادر آن خانواده، کتابخوان باشند و اگر پدر و مادر کتابخوان نباشند، خانواده کتابخوان ایجاد نخواهد شد.

ابراهیم زاهدی مطلق هم ضمن تأکید بر این مسئله می گوید: رفتارهای ما عموماً از پدر و مادر گرفته می شود و عموماً بچه ها از پدر و مادر تقلید می کنند. در دوران کودکی این تقلید کورکورانه، ناشیانه و ناآگاهانه است و در بزرگسالی این تقلید تبدیل به عادت می شود. به اعتقاد این روزنامه نگار، کتابخوانی مسئله ای است که باید بچه ها آن را در رفتارهای پدر و مادر ببینند و پدر و مادر کتابخوان می توانند فرزندانی کتابخوان تربیت کنند. اما مسئله اساسی این است که چقدر از پدرها و مادرهای این دوره و زمانه کتابخوان هستند؟

این نویسنده و منتقد با بیان این مسئله که همه ما در زندگی روزمره مان کارهایی انجام می دهیم که به آن نیاز داریم، سؤالی مطرح می کند و می گوید: در شرایط امروز، خانواده ها چه نیازی به کتابخوانی دارند؟ امروزه کتابخوانی برای ما موقعیت شغلی ایجاد می کند و یا برای ما بین همسالان اعتبار، آبرو و احترام کسب می کند؟ آیا در جامعه ما بین استخدام آدم کتابخوان و آدم کتاب نخوان تفاوتی است و اصلاً جامعه ما چه احترامی برای یک فرد کتابخوان قائل می شود؟

به اعتقاد وی، کتابخوانی یک لذت شخصی است که شخص کتابخوان می تواند این لذت را به اطرافیانش هم تسری دهد و همین فرد اگر پدر و یا مادر شود، فرزندانی کتابخوان تربیت خواهد کرد.

برای کتاب یادبود بگیرید

نویسنده «یک جعبه پر از دروغ» قاطعانه می گوید: مسیر کتابخوان شدن افراد در جامعه ما بسته است. زاهدی مطلق مسئولان کتاب نخوان و نبود الگوهای مرجع تأثیرگذار را دلیل این مسئله عنوان می کند و توضیح می دهد: مسئولان کشور مثل پدر و مادران هستند؛ پدران و مادرانی کتاب نخوان. سؤال من این است که چرا تابه حال این همه وزیر بر مسند نشسته و رفته، اما یک بار خاطرات خود را منتشر نکرده اند؟ به هرحال اشخاصی مثل وزرای بهداشت و یا وزرای امور خارجه به کشورها و شهرهای مختلفی می روند و با آدم های مختلفی همنشینی و دیدار دارند و حتماً این دید و بازدیدها خاطراتی در خود دارند که درصورت نوشته شدن و منتشر شدن، خواندنی خواهند شد، اما چرا تابه حال این اتفاق رخ نداده است؟

این نویسنده می گوید: پاسخ به این سؤال آسان است، چون در کشور ما مسئولان، مدیران سازمان و مشاوران شان اهل کتاب نیستند و به طور کلی با مقوله «قلم» قهرند. در این شرایط چرا باید به دنبال تربیت خانواده و جامعه کتابخوان باشیم؟ اتفاقاً برای داشتن خانواده کتابخوان در این جامعه فقط باید دعا کرد، چون کتاب در جامعه ما مرده ای است که باید تندیس آن را ساخت و برایش یادبود گرفت!

این نویسنده، منتقد و روزنامه نگار در پایان گفت: با همه این ها نباید ناامید بود و حداقل اهل کتاب باید همچنان به دنبال ترویج کتاب و کتابخوانی باشند؛ یعنی فرد کتابخوان را تشویق کنند، کتاب خوب را به هم معرفی کنند و به عناوین مختلف به هم کتاب هدیه بدهند و در جمع های خانوادگی به جای صحبت درمورد مسائل سیاسی و اقتصادی، راجع به کتاب حرف بزنند. شاید این گونه بشود روح کتاب و کتابخوانی را حداقل در خانه هایمان زنده نگه داریم.

با کتاب بد، بچه ها را دلزده نکنیم

اما یک شاعر کودک و نوجوان درخصوص تحقق خانواده کتابخوان، بر معرفی کتاب خوب به کودکان تأکید می کند. کبری بابایی معتقد است: در هر جامعه ای با هر شرایط فرهنگی باید مباحث و برنامه های کتابخوانی همیشه مطرح شود و نباید به این بهانه که آمار کتابخوانی پایین است، دست روی دست گذاشت و کاری نکرد.

وی می گوید: خانواده کتابخوان درصورتی محقق می شود که فرزندان یک خانواده لذت کتابخوانی را درک کنند؛ یعنی با کتابخوانی حس بدی به آن ها دست ندهد و احساس خستگی نکنند و این حس وقتی ایجاد می شود که مسئله مطالعه برای بزرگسالان فرهنگسازی شود و اثر خوب برای کودک و نوجوان تولید شود.

این بانوی شاعر می گوید: پدران و مادران امروزی برخلاف پدر و مادرهای دیروز برای بچه هایشان کتاب می خرند، با آن ها به کتابفروشی می روند و با آن ها کتاب می خوانند و این مسئله نتیجه همین فعالیت های فرهنگی بوده است و اگر تعدادی از این بچه ها، وقتی به سن نوجوانی می رسد، کتاب خواندن را رها می کنند، به این دلیل بوده که برنامه های کتابخوانی در خانواده استمرار نداشته و یا خانواده در دوران کودکی کتاب خوبی در اختیار کودک نگذاشته که او را در دوران استقلال، از کتاب دلزده کرده است.

شاعر «من مترسکم همین!» معتقد است: کتاب خوب می تواند در کتابخوان کردن کودک تأثیر زیادی بگذارد. اگر ترجمه هایی را که بعضی ناشران حرفه ای منتشر می کنند، بخوانید متوجه می شوید چقدر فضای متنوع نوشتاری در ادبیات وجود دارد که نویسندگان ایرانی از این ظرفیت کم استفاده کرده اند و به نوشته های قالبی و طبقه بندی شده بسنده کرده اند.

#آینده روشن با خانواده کتابخوان

ارسال نظر برای «مسیر بسته کتابخوانی و مسئولانی که کتاب نمی‌خوانند»