# لحظه‌ها
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۲۳
  • تعداد بازدید: ۴۲۴

# لحظه‌ها

#شعر_بخوانیم

#لحظه ها

زندگی در تکاپوی لحظه هاست

در هوای هر نفس، غم و شادی هم راستا

چشمانم به دور دست ها می نگرد

چه قدر به این راه نیاز دارم

یک لحظه، در طوفان های روزگار

و یک لحظه، در سکوت شبانه

هر قدم، دنیایی از تجربه است

زندگی، پر از رنگ و پر از سایه است

گاه گل می دهد و گاه خشک می شود

گاهی خوشبختی در دل یک لبخند است

گاهی غم در دل شبانه ها

ولی من از این مسیر می روم

با امید در دل و قدمی استوار

اری! زندگی همچون رود جاری است

و من، در آن شناورم، در حرکت

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۶) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شعر
شعر
#شعر_بخوانیم  چشم‌هایم  چون دو اقیانوس بی‌کران   در انتظار باران نگاه تو تشنه مانده‌ است لیلا_طاهری‌نژاد ...

شازده کوچولو
شازده کوچولو
‍ #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شازده_کوچولو #آنتوان_سنت_اگزوپری #مترجم_مجید_مردانی   داستان شازده کوچولو شرح حال مسافری کوچک به نام شازده کوچولو و رخدادهای زندگی...

وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
وقتی خدا بخواهد قدت را اندازه بگیرد
#دلنوشته_بخوانیم  وقتی خدا قلبت را اندازه می‌گیرد  وقتی خدا بخواهد   بزرگیت را بسنجد   خط‌کش و متر نمی‌آورد  چشم به ارتفاع...

دلنوشته رهایی
دلنوشته رهایی
در روزی ابری و دلگیر، نشسته بودم و به همه چیز فکر می‌کردم. ساعت‌ها تلاش...

ارسال نظر برای «# لحظه‌ها »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا