شعر سکوت و سادگی
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
  • تعداد بازدید: ۳۷۰

شعر سکوت و سادگی

اینجا مردمانش ساده اند!

قلبم از درد می نالد،

قاب های نور باید افراشت؛

زندگی را،

عشق را،

در دل

باید جستجو کرد

در نگاهی بی آلایش و پاک،

خنده هایی چون جویبار،

در سفره ای ساده،

دست های پرمهر،

ولحظه هایی که در کنار هم می رقصند

چون پرچم های شادی

آن کودکان

ساده اند

اما قلب هایشان

چشمه های خروشان و جاری از عشق

دردها می پوشانند

را با دوستی

و در دل شب،

با هم می سرایند

آوایی دلنشینی

چون پرندگان

زیبایی ها در سادگی است؛

و در سکوت صبحگاهان

که خورشید را بیدار می کند

از خواب

و دنیای خفته

رنگ عشق و امید می گیرد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شبی که عروسک زنده شد
شبی که عروسک زنده شد
#معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شبی_که_عروسک_زنده_شد #آل_آر_استاین نویسنده کتاب «شبی که عروسک زنده شد» یک آمریکایی است. در این...

داستان سایه‌های قلب
داستان سایه‌های قلب
در شهر کوچکی به نام "آرام‌شهر"، زندگی زنی به نام "نرگس" جریان داشت. نرگس زنی...

شعر نوید
شعر نوید
آنچه با تو گویم  برای جوانه بود آنچه با تو گویم  برای ریشه و خاک...

معرفی خلیل خطیب‌رهبر
معرفی خلیل خطیب‌رهبر
خلیل خطیب‌رهبر، متولد اول مهر ۱۳۰۲ در کرمان، در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۳ در تهران...

ارسال نظر برای «شعر سکوت و سادگی »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا