سفری به دل یک خانوادهی فرانسوی
«خانوادهی تیبو» فقط یک رمان نیست؛ یک جهان است. این مجموعهی هشتجلدی که در فاصلهی سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۰ منتشر شد، همچون یک فیلم سیاهوسفید اما زنده، مخاطب را به قلب فرانسهی اوایل قرن بیستم میبرد. محور داستان، دو برادر است: آنتوان، پزشکی عملگرا و مقید به سنت، و ژاک، جوانی طوفانی و آرمانخواه که با قوانین خشک خانوادگی در ستیز است. این تقابل، نهتنها درگیری دو فرد، که تقابل دو طرز فکر است: نظم در برابر عصیان، عقل در برابر عاطفه، و سنت در برابر تجدد.
پشت صحنهی این حماسهی بزرگ
خالق این اثر، روژه مارتن دوگار، نویسندهای بود که پیش از نویسندگی، تاریخ را آموخته بود. او با تکیه بر دانش تاریخشناسی و تجربهی تلخ حضور در جنگ جهانی اول، اثری خلق کرد که نه یک داستان خیالی، که یک سند تاریخی زنده به نظر میرسد. مارتن دوگار هجده سال از عمر خود را صرف نوشتن این رمان کرد و در سال ۱۹۳۷، وقتی که جایزهی نوبل ادبیات به او رسید، بسیاری گفتند این جایزه، حق مسلمِ این تاریخنگارِ داستانسرا بود. او با وسواس یک باستانشناس و احساس یک شاعر، زندگی دو برادر را چنان ترسیم کرده که گویی خودمان در کنارشان نفس میکشیم.
در گیرودار عشق، مرگ و جنگ
ماجرا از جایی شروع میشود که ژاک نوجوان، از خانهی پدری میگریزد و آنتوان، برادر بزرگتر، به دنبال او راهی سفری پرماجرا میشود. اما داستان کمکم از کشمکشهای خانوادگی فراتر میرود و به یکی از حساسترین برهههای تاریخ میرسد: تابستان ۱۹۱۴، زمانی که اروپا نفسهای آخر صلح را میکشد. ژاک که حالا به یک صلحطلب سوسیالیست تبدیل شده، به همراه سیاستمداری به نام ژان ژورس، میکوشد تا جلوی جنگی هولناک را بگیرد؛ اما ترور ژورس و هجوم امواج ناسیونالیسم، همهی امیدها را خرد میکند. در آن سوی ماجرا، آنتوان هم به عنوان یک پزشک، ناچار به حضور در جبهه میشود و سرانجام تلخ این دو برادر، در دل خون و آتش جنگ رقم میخورد.
چرا این کتاب هنوز زنده است؟
«خانوادهی تیبو» در واقع آیینهای است که جامعهی اروپا را در یک دوراهی بزرگ نشان میدهد: دوراهی میان سنت و مدرنیته، میان تعهد به خانواده و مسئولیت در برابر جامعه، و میان صلحطلبی و اجبار به جنگ. مارتن دوگار با قلمی موشکافانه، نه فقط داستان یک خانواده، که قصهی درد مشترک تمام انسانها را در آستانهی فروپاشی روایت میکند. این اثر، فراتر از یک رمان تاریخی، یک پرسش ابدی است: وقتی جهان به سمت پرتگاه میرود، نقش ما، انسانها، چیست؟ و شاید به همین دلیل است که پس از یک قرن، هنوز خواندنش، چون نگاه به یک کهکشان، انسان را به تفکر وا میدارد.