مدیر مدرسه
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۲/۱۰
  • تعداد بازدید: ۲۸۴

مدیر مدرسه

‍#معرفی_کتاب

#کتاب_بخوانیم

#مدیر_مدرسه

#نویسنده_جلال_آل_احمد

این کتاب را از سایت طاقچه خواندم و کتاب خیلی خوبی است. نثر آن روان است و به صورت طنزآمیز و خنده دار نوشته شده است. فکر کنم زمان آن مربوط به دوران پهلوی باشد. داستان معلمی است که می خواهد مدیر بشود و از شر تدریس به بچه ها رها شود. این معلم مقداری رشوه به مبلغ ١۵٠ هزار تومان به کارگزینی اداره کل آموزش و پرورش می دهد تا حکم او را امضا کنند و سفارش او را برای مدیر شدن به مدیر فرهنگ می کنند. اداره کل دست معلم را در دست کارکنان کارگزینی گذاشت تا با او موافقت کنند. ابتدا نزد رییس فرهنگ آن زمان می رود که رئیس با دیدن سیگار کشیدن او در اتاقش او را به مدیریت مدرسه نمی پذیرد. دوباره بچه های کارگزینی با رئیس فرهنگ صحبت می کنند و از خوبی های آن معلم می گویند تا او راضی شود. این دفعه که معلم به نزد او می رود، رئیس فرهنگ که بعدا فهمیده است او پارتی دارد با احترام جلوی او بلند می شود و می گوید: «ای آقا! چرا اول نفرمودید»؟

آدرس مدرسه را می دهد و او را به یک مدرسه دو طبقه می فرستد تا ببیند باب میل آن معلم است یا نه؟

خلاصه او مدیر یک مدرسه ۶ کلاسه با ٧ معلم و ٢٣۵ شاگرد و یک ناظم می شود. این مدیر جریانات و اتفاقات آن مدرسه را با آب و تاب تعریف می کند. او در تمام امور مدرسه و زندگی دیگران سرک می کشد. داستان پر از خرده روایت های مختلف است و همچنین کتاب پر از اصطلاحات جالب و نشنیدنی است. مدیر مدرسه در هر مورد به صورت جذاب و شیرین داستان سرایی می کند. در آخر کتاب اتفاقات دیگری می افتد و یک دانش آموز کلاس پنجم را به علت تجاوز به یک دختر بچه با شدت مانند سگ هار کتک می زند. پدر پسر که مدیر شرکت اتوبوس رانی است از آن مدیر شکایت می کند و او را به دادگستری می کشاند. مدیر مدرسه در دادگستری چند پارتی پیدا می کند که در آن جا به او می گویند نگران نباشد. سپس او در آخر داستان استعفا نامه ی خود را که هر بار پشیمان شده و پاره کرده بود برای چندمین بار آماده می کند. آن نامه را به یکی از دوستان پخمه اش که به تازگی رئیس اداره شده پست می کند.

#برداشت_لیلا_طاهری_نژاد

@Deaf_lyla

https://splus.ir/ketabkhani_ktab

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

برچسب ها:
می پسندم (۱) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شعر سپیده
شعر سپیده
#شعر #سپیده   بوی نم، بوی نفس‌های سپید نور لرزان، از پسِ شب، ناپدید   آسمان، رنگِ لطیفی از امید پرده‌ی شب،...

معرفی کتاب هیچی هیچی برای خدا
معرفی کتاب هیچی هیچی برای خدا
#معرفی_کتاب  #هیچی_هیچی_برای_خدا #کلر_ژوبرت   کتاب *هیچی هیچی برای خدا* داستان سنجاب کوچولویی است که تصمیمی خاص و متفاوت می‌گیرد؛...

دعایی برای آرامش
دعایی برای آرامش
  دعایی برای آرامش    اللهم إني أسألكَ برحمتك التي وسعت كل شيء، وبفضلك الذي لا حدود له،...

چشمان من
چشمان من
#چشمان-من     "زبان چشمان من، مهم‌ترین قسمت من است. من هر روز با زبان چشمانم، داستان‌های بی‌پایان...

ارسال نظر برای «مدیر مدرسه»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا