جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده
داستان سایههای قلب
در شهر کوچکی به نام "آرامشهر"، زندگی زنی به نام "نرگس" جریان داشت. نرگس زنی...
هدایت
استغفرالله ربی و اتوب الیه
خدایا:
در دلِ شب، با یاد تو آرمیدهام
با اشک و آه، به...
ن والقلم و ما یسطرون
شعرِ من با الهام از عبارت "ن والقلم و ما یسطرون" به شما همراهان عزیزم...
شعر سپیده
#شعر
#سپیده
بوی نم، بوی نفسهای سپید
نور لرزان، از پسِ شب، ناپدید
آسمان، رنگِ لطیفی از امید
پردهی شب،...
سارا امیرنژاد
18:32:20 1403/11/28محتوای بسیار خوبی داشت