دلنوشته طبیعت
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۶/۲۳
  • تعداد بازدید: ۷۱۷

دلنوشته طبیعت

در دل طبیعت، جایی که نسیم با برگ ها نجوا می کند و آفتاب به آرامی بر روی دشت ها می درخشد، من ایستاده ام، شاهد عظمتی بی پایان، در سکوتی که فقط با صدای زمزمه رودخانه شکسته می شود. کوه های سر به فلک کشیده، با قامتی استوار و دریاچه ای که مانند آینه ای تمام نما، تصویر آسمان را در خود جای داده است، همه و همه، نقاشی ای زنده از دستان خالق. در اینجا، زمان معنایی دیگر می یابد و هر لحظه، به اندازه یک عمر ارزشمند است. طبیعت، با هر شکوفه، با هر برگ ریزان، داستانی از زندگی و زیبایی را روایت می کند و من، در این لحظات، قدردانی می کنم، از هر رنگ، از هر عطر، از هر صدا، که به من یادآوری می کند، زیبایی در سادگی ها نهفته است، در دل طبیعت.

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

کوسه‌ی کوچک
کوسه‌ی کوچک
 موضوع این کتاب: داستان درباره‌ی یک کوسه‌ی کوچک است که به دنبال یافتن دوستان جدید...

موش و مرد
موش و مرد
- موضوع این کتاب: این داستان درباره‌ی دو دوست به نام‌های جرج و لنی است...

ایجاد آرامش، قدرت صلح و آرامش طلبی
ایجاد آرامش، قدرت صلح و آرامش طلبی
‍#معرفی_کتاب  #کتاب_خوب_بخوانیم  #ایجاد_آرامش_قدرت_صلح_و_آرامش_طلبی #ویکتوریا_اوستین در این کتاب ویکتوریا درباره زندگی خودش می‌گوید که او و همسرش...

شعر سکوت و سادگی
شعر سکوت و سادگی
اینجا مردمانش ساده‌اند!   قلبم از درد می‌نالد،   قاب‌های نور باید افراشت؛   زندگی را،   عشق را،    در دل  باید جستجو کرد  در نگاهی...

ارسال نظر برای «دلنوشته طبیعت »
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا