دلنوشته برای امام زمان


1-«گل ها همه به اذن تو برخاسته اند، از بهر ظهور تو برخاسته اند.» 2-«حکایت عجیبی است !! میلیونها نفر هر شامگاه جمعه در انتظار سریال مختارند که انتقام حسین (ع) را بگیرند . غافل از آنکه 1173سال است که یوسف زهرا (س) منتقم اصلی فقط منتظر 313نفر است .» 3-«یا ابا صالح المهدی هر شب که انتظار تو را می برم به روز شرمنده ام که بی تو نفس می کشم هنوز.» 4-«آقا بیا بخاطر یاران ظهور کن ما را از این هوای سراسیمه دور کن 5-«مژده آمدنت قیمت جان می ارزد تاری از موی توآقا به جهان می ارزد برای فرج بسیار دعا کنیدظهور نزدیک است.» 6-«روزها نو نشده ،کهنه تر از دیروز است گر کند یوسف زهر ا نظری، نوروز است لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش آسمان چشم به راه قدمش هر روز است ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج که نگاهم نگران منتظر آن روز است.» 7-«خدایا حکمت قدمهایی را که برایم بر می داری ، برمن آشکار کن تا درهایی راکه به سویم میگشایی، ندانسته نبندم و درهایی که رویم میبندی به اصرار نگشایم» . 8-«آقا جانم هر هفته جمعه ها تا می خواهم بنشینم و برایت درد و دل کنم، صدای اشک و آهت غصه هایم را از یادم می برد. چه سوز و گدازی داری، چه ناله های غریبانه ای می زنی! فغانت آتش به جانم می کشد و بند بند وجودم را به خاکستر تبدیل می کند. می دانم، علت اشک هایت را خوب می دانم. می دانم که چقدر از دست ما بندگان رنجور و دل آزرده هستی، می دانم آنقدر که تو برای ما اشک می ریزی ما دلسوز خود نیستیم و غافلیم. در فراسوی خیال می بینمت که خسته ای از شنیدن توبه های تکراری، خسته ای از اینکه ما شیعیانت که امیدت را بر ما بسته ای، هنگام جور و گناه، تو را حاضر و ناظر نمی بینیم و قسم ها التماس هایت را نمی شنویم. راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه ی راست را به ما نگفتند.گفتند: تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.همه پیش از آن که نگاه مهر گستر و دست های عاطفه ی تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که بر پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است؟! 9-«کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی:پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند. به ما نگفتند که وقتی تو بیایی:دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه ی تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت بردگی را از گردن خلایق برمی دارد و ....» 10-«پروردگارا! کجاست آن برکننده ریشه ستمکاران کجاست آن راست کننده کژیها؟ کجاست پرده نشین آرزوی عیسی دم که با ظهور، دمد روح جسم قرآن را؟ کجاست زنده کننده نشانه های دین و گروندگان بدان؟ کجاست ویرانگر کاخهای شرک و نفاق، و نابودکننده فاسقان و عاصیان و طاغیان "این معز الاولیاء و مذل الاعدا"؟ کجاست خونخواه شهید کربلا! کجاست گرفتاری که دعایش به هدف می نشیند کجاست کانون بخش عقاید و آرا؟ کجاست صدرنشین خلایق؟ کجاست فرزند پیامبر مصطفی و علی مرتضی و فاطمه کبری"؟ پدر و مادرم و جانم فدای تو! ای زاده مهتران مقرب! ای پسر برگزیدگان مکرم! ای فرزند رهنمایان راه یافته! ای پورپاکان! ای از تبار ماههای شب چهارده! ای یادگار چراغهای پرفروغ! ای از قبیله ستاره های روشن! ای سلاله صراط المستقیم ای نیایت نبأ عظیم! ای عصاره دلایل پیروز و حجتهای رسا! ای گل بوستان طه و یاسین طور و عادیات! ای کاش می دانستم کجایی و کدامین زمین ترا در برگرفته است! رحیما! سرود فراق و ناله هجران سردهیم و لبان به ترنم: عزیز علی ان أری الخلق و الاتری و لا اسمع لک حسیساً و لا نجوی" عزیز علی ان تحسیط بک دونی البلوی" بگشاییم تا بر درگاه تو بسوزیم و آگاه دل سر به آستانت بساییم. پناها! آن قدر در می زنم این خانه را تا ببینم روی تو جانانه را آیا راهی به سوی توست که دیدارت کنیم؟ آیا روزی به فردای وصال تو گره می خورد تا از دیدنت بهره گیریم؟ آیا از سرچشمه زلال مهرت سیراب خواهیم شد؟ چه به درازا کشید شام هجرانت! زفراق چون ننالم من دل شکسته چون نی؟ که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی مهدیا! هر آدینه در انتظارت با دیگر چشم برای همه سرود مهر می خوانیم، که: هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک" و از نویدای دل آه می کشیم که: به خاطر او نمازهای ما را پذیرا باش، لغزش های ما را ببخشای، دعایمان مستجاب کن، روزیمان بیفزا و اندوهمان را بزدای. و دیده های بی فروغمان را به دیدارش روشن فرما.» 11- «در دیار ما که هر کالا به هرجا درهم است خوب وبد ، معیوب وسالم ، زشت وزیبا درهم است گر خریداری کند کالای خوب از بد جدا با تشر گوید فروشنده که آقا درهم است مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا روسیاه و روسفیدش جان آقا درهم است» 12-«وقتی که به دنیا می آییم در گوشمان اذان می گویند وقتی که می میریم برایمان نماز می خوانند وچه کوتاه است فاصله بین اذان ونماز » 13-«هنوزم انتظار وانتظار است هنوزم دل به سینه بی قرار است هنوزم خواب می بینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که آید جمعه روزی واین پایان خوب انتظار است» 14-«بار الها صاحب عصر وزمان کی خواهد آمد آنکه بنماید جهان امن و امان کی خواهد آمد پهلوی زهرا (س) و قلب همسر او را شکستند آنکه گیرد انتقام از ظالمان کی خواهد آمد » 15-دستور امام زمان (عج) به محبان : ((هریک از شما باید کاری بکند که وی را به محبت ودوستی ما نزدیک نماید و از آنچه خوشایند ما نبوده و باعث کراهت و خشم ماست دوری گزیند .)) 16-«زندگی صحنه ی جنگی سخت میان تو وشیطان است جنگی که بالاخره یک پیروز ویک مغلوب دارد تو یا شیطان ؟اندکی درنگ کن بنگر که در کدام مرحله ای ، دشمن را مغلوب کرده ای ؟ پس سپاس گزار خدا باش و شادمان . جنگ ادامه دارد؟پس مبارزه را جانانه ادامه بده . یا تو مغلوب شده ای ؟پس به فکر چاره باش و به این پیام امام عصر (عج) توجه کن که می فرماید )) : هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد )) 17-«دعا کنید که رسد آن زمان که یار بیاید خزان باغ جهان را ز نوبهار بیاید دعا کنید دعایی که آفتاب درخشان به سرپرستی گلهای روزگار بیاید کتاب عشق گشایید وان یکاد بخوانید دعا کنید که آن یار غم گسار بیاید » 18-«ای تمام هستی دنیا ، بیا نه قدم بر روی چشم ما ،بیا یوسف زهرا پناه شیعیان مهدی موعود ای مولا ، بیا تا کجا در انتظار روی تو رحم کن بر حال زار ما بیا دیده بر راه تو بسته روز وشب بیش از این مارامکن تنها ، بیا بی تو بی جان مانده این جان جهان مهدی ای جان جهان جانا ، بیا ای نگار آخرین فاطمه وی شفا بخش دل و جانها ، بیا جمعه ها در ندبه می خوانند تو را مرد وزن ، از پیر واز برنا بیا ای گل زیبای نرگس یک نظر از وفا بر سوی ما بنما بیا » 19-«ای رهرو عشق ، نور زهرا با توست نوری که به سنگر و صحرا با توست محبوب خدایی به محمد سوگند این گونه که جزر ومد دریا با توست » 20-«یا فاطمه من عقده دل وا نکردم گشتم ولی قبر توراپیدا نکردم»




ارسال نظر برای «دلنوشته برای امام زمان »