معرفی کتاب خلوت مدیر اثر علی اکبر والایی


معرفی کتاب خلوت مدیر اثر علی اکبر والایی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۰۱

تعداد بازدید : ۳۵۸

نویسنده : yarketab

این کتاب، رمانی انقلابی است که علی اکبر والایی آن را به نگارش درآورده است. این اثر برای جوانانی مناسب است که علاقه مند هستند درباره انقلاب و حوادث پیرامون آن بیشتر بدانند. این اثر مربوط به اواخر دوره سلطنت محمدرضا شاه و آغاز انقلاب و درباره مدیر یک مدرسه است.

معرفی نویسنده:

والایی داستان نویسی را به طور جدی تر از سال 64 آغاز کرد. از سال 65 همکاری اش را با برنامه قصه ظهر جمعه رادیو آغاز کرد. و نویسندگی این برنامه را با وقفه هایی چند ساله به مدت دوازده سال ادامه داد. او همزمان ب نوشتن قصه. بیش از سیصد نمایشنامه نیز برای رادیو نوشت. بیشتر آثارش را پیش از چاپ. در ماهنامه های خاص نوجوانان همچنان مجلات رشد. سوره نوجوان. سروش نوجوان. آینده سازان و ... منتشر ساخت. والایی سال 1368 اولین اثرش را که یک داستان بلند است. به دست چاپ رساند.جوایز کسب شده: 1-مشق خاکی (مجموعه داستان) . 1374/ برگزیده چهارمین جشنواره کتاب کانون پرورش فکری 2-مشق خاکی (مجموعه داستان) . 1372 / رتبه اول کتاب سال ماهنامه سوره نوجوان 3-باد در گیسوان آتش (رمان تاریخی) . 1380 / کتاب برگزیده جشنواره رشد4-رسته سنگ اندازان (مجموعه داستان) . 1379 / کتاب برگزیده جشنواره کانون پرورش فکری 5-رسته سنگ اندازان (مجموعه داستان) . 1379 / اثر برگزیده نخستین همایش فرهنگی تهران- فلسطین آثار منتشر شده:1-سرزمین خدایان (داستان بلند) . انتشارات فرپخش 2-مشق خاکی (مجموعه داستان). انتشارات مدرسه3-غریب دریا (داستان بلند) . انتشارات مدرسه 4-دستی از دور (مجموعه داستان) . انتشارات سوره مهر 5-فرزندان صحنه (رمان). انتشارات مدرسه 6-باد در گیسوان آتش (رمان تاریخی) . انتشارات مدرسه 7-رسته سنگ اندازان (مجموعه داستان) . دفتر نشر فرهنگ اسلامی 8-مردی از مدینه فاضله (رمان تاریخی). دفتر نشر فرهنگ اسلامی 9-آوای پرستوها (مجموعه داستان) . کانون پرورش فکری 10-ایستگاه (مجموعه داستان) . کانون پرورش فکری 11-آن سوی تاریکی (مجموعه داستان). کانون پرورش فکری 12-پرستوی سالهای جنگ (زندگی داستانی) . انتشارات پالیزبان 13-نغمه ساز فاراب (رمان تاریخی). انتشارات سوره مهر 14-علامه مجلسی (رمان تاریخی) . انتشارات مدرسه15-نشان سیمرغ (مجموعه داستان). انتشارات منادی تربیت 16-آهوی آدم (مجموعه داستان). انتشارات منادی تربیت 17-مردی از جنس حریر (زندگی داستانی) . انتشارات شاهد - بنیاد شهیدآثار در دست انتشار : 1-خلوت معبد (مجموعه داستان) . انتشارات مدرسه 2-عهد مجاهد (مجموعه داستان) . انتشارات مدرسه آثار آماده انتشار : 1-چاه (مجموعه داستان) 2-آن پر رقصان افتاد (داستان بلند)فیلمنامه: 1-دستی از دور (مجموعه پانزده قسمتی) . سیما فیلم 2-بازیگر (سینمایی) . سیما فیلم آثار در دست نگارش: 1-زندگی داستانی ابوالفضل بیهقی 2-مجموعه داستان طنز جنگ

بخش هایی از این کتاب:

در دست، پله ها را دو تا یکی کردم و رفتم طبقه سوم پی امضای رئیس. میان راهرو یک نظر به سر در اتاقها انداختم. تابلوی دفتر معاون آموزش را رد کردم و داخل دفتر رئیس شدم. نگاهم به دو چشم افسانه ای افتاد که از لحظاتی پیش، زل زده بود به من. خانم جوان باریکه ای بود. نشسته بود پشت میز و موهای فر بلوندش را افشان کرده بود روی شانه ها و تا کمر رهایش کرده بود. طراوت رنگ موها چشم را خیره می کرد. انگار تازه از زیر سشوار آرایشگاه بیرون آمده باشد و یکراست آمده باشد محل کارش، برای دلبری از رئیس و یا اینکه نشاندن داغ حسرت بر دل زیردستان رئیس و ارباب رجوع جماعت فرهنگ. برگه را از دستم گرفت. نگاهی به آن انداخت و از جا بلند شد و با صدای ظریفی گفت: لطفا یه لحظه تشریف داشته باشین آقای مهران!

سر تکان دادم و منتظر ایستادم. از پشت میزش بیرون آمد. لحظه ای با حرکت ظریف نوک انگشتان، لبه های کت و دامنش را بر تن صاف کرد و سپس طناز و آرام راه افتاد به سمت اتاق رئیس. تق تق صدای کفشهای پاشنه بلندش، آونگ انتظار ثانیه ها شد در ذهنم. نگاهم را در فضای خالی اتاق گرداندم. محیط کوچکی بود. میز منشی، گلدان بزرگ جنب درب ورودی و تعداد پنج صندلی نشیمن چرمی، همه آن چیزی بود که اثاثیه اتاق را تشکیل می داد. اما فضای اتاق اصلی رئیس را دیوار کاذبی از مقابل چشمان پنهان ساخته بود و در چوبی خوش تراشی که براق و شرابی رنگ بود و ذهن را به تجسمی از تجمل و خیال به آن سوی در راه می برد. زن چیزی نگذشت که از اتاق بیرون آمد و با لبخندی بر لب گفت : بفرمایید آقای مهران ! آقای فخرایی منتظرتون هستند.

از این جمله آخر تعجب کردم. سر تکان دادم و راه افتادم. زن آمد به سمت میزش و من از کنارش گذشتم و دستگیره طلایی رنگ در را که حالا نیمه باز بود، در دست گرفتم. در آن سوی فضای بزرگ اتاق، رئیس فرهنگ با دیدن من، از پشت میزش بلند شد. سیگار روشنش را در زیر سیگاری خاموش کرد و با دست اشاره کرد که بنشینم. برگه ابلاغ را گذاشتم روی میزش. در کنار برگه های دیگر، نگاهم افتاد به دو نسخه از مجله های دختران و پسران، با تصویر تمام رخ دختر شایسته سال که به روی میزش رها شده بودند. تصویر دختری زیبا، روی جلد دو شماره از مجله. دختر موهای افشانی داشت و چهره خندانش، ردیف دندانهای چون صدف سفیدش را آشکار ساخته بود. نشستم روی مبل راحتی کنار میز رئیس. ذهنم برگشت به آن سوی اتاق، به خانم منشی. با وجود این رئیس و این مجله ها، حالا طنازی آن خانم با آن موهای بلوند افشانش در نظرم معنا شده بود. معلوم است که خانم با چنین روحیه ای از رئیس خود آشنایی دارد و لابد رقابتی در کار است.

مشخصات کتاب:

خلوت مدیر

مولف: علی اکبر والایی

ناشر: به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)

شابک : ‏‫‭978-964-02-2983-5‬‬

#معرفی کتاب #معرفی کتاب خلوت مدیر #معرفی اثار علی اکبر والایی #معرفی کتاب خلوت مدیر اثر علی اکبر والایی #انتشارات به نشر

نظرات کاربران

مجد سر به زیر انداخت و با تردید گفت:"پس آقای شمس دیروز هیج مطلبی دباره اون اتاق نگفتند؟"

ارسال نظر برای «معرفی کتاب خلوت مدیر اثر علی اکبر والایی»