معرفی کتاب تنفس در هوای تازه نوشته جورج اورول‌


معرفی کتاب تنفس در هوای تازه نوشته جورج اورول‌

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۱۲

تعداد بازدید : ۱۴۶

نویسنده :
رضاخادمی قشلاق

آرامش! صلح! مهرباني! عواطف! احساسات! زندگي بي دغدغه و به دور از روزمرّه گي! در دنياي مدرني که ماشين و تکنولوژي بر سر تمامي سنتها و ارزشهاي والاي انساني سايه افکنده و آنها را در خود محو و نابود کرده است، آيا جايي براي چنين واژگاني وجود دارد؟
همه ما در لحظات تنهايي و خلوت خود دوست داريم هوايي را تنفس کنيم که از آلودگيهاي دغدغه و دودهاي دنياي مدرن و ماشين زدگي پاک باشد؛ اما در هر گوشه اي، زير هر سقفي و در هر خلوتي، بار زندگي مدرن بر دوشمان چنان سنگيني مي کند که احساس خفقان مي کنيم و يک آن هم نمي توانيم خودمان را از روزمرّه گي وارهانيم.
احساسات، عواطف، دوستي، جوانمردي، رأفت و هر صفت والاي انساني اي که در وجود آدمي نهادينه بود، با ظهور تجدد و فرهنگ مصرفي ازبين رفته و ديگر نشاني در ذات آدميان از اين ويژگيها يافت نمي شود.
در اين رمان، جورج اورول بيانيه اي عليه جنگ که آن را درنتيجه زندگي پيشرفته و مدرن اين روزگار مي داند، صادر مي کند و انسان وازده امروزي را دعوت به بازگشت به همان آرامش نوستالوژيکي مي کند که پيش از پيشرفت دنيا و زندگي مدرنيته وجود داشته و انساني را که توانسته تمامي احساسات و ارزشهاي انساني اش را حفظ کند، مي ستايد.

در بخشي از کتاب تنفس هواي تازه (Coming up for air) مي خوانيم:

مرد بيچاره با هفته اي پنج تا ده پوند درآمد، عصاره اش را کارفرما مي کشد و همسرش بختک وار به روي او مي افتد و بچه ها مثل زالو خونش را مي مکند.

حرف هاي چرند زيادي درباره? رنج آدم هاي زحمتکش گفته شده است. من شخصاً براي زحمتکش ها متأسف نيستم؛ آيا، کارگري را مي شناسيد که به شراب سفيد فکر کند؟ زحمتکش، جسماً رنج مي کشد، اما وقتي که کار نمي کند، آزاد است. ولي در هر کدام از اين جعبه هاي کوچک گچي، بدبخت تحقيرشده اي وجود دارد که فقط زماني احساس آزادي مي کند که خواب است و در رؤيا مي بيند که کارفرما در ته يک چاه و زير زغال سنگ مدفون کرده است. به خودم گفتم مشکل اصلي آدم هايي مثل ما اينست که خيال مي کنيم چيزي براي از دست دادن، داريم. مثلاً نه دهم مردم، «الس مر» فکر مي کنند که مالک خانه هايي هستند که در آن زندگي مي کنند. «الس مر» و يک چهارم اطراف آن تا خيابان » هاي» جزيي از يک کلاه برداري بزرگ به نام «هسپرايدز استيت» است که به «انجمن اعتبار ساختمان» تعلق دارد. انجمن هاي ساختماني، احتمالاً زرنگ ترين کلاه بردار قرن هستند. شغل خود من؛ بيمه گري، خود نوعي کلاه برداريست، اما يک کلاه برداري آشکار است. ولي لطف کلاه برداري انجمن هاي ساختماني در اينست که قربانيان آن ها، تصور مي کنند که انجمن به آن ها محبت مي کند. آن ها ايشان را تازيانه مي زنند و مردم، دست آن ها را مي ليسند. بعضي اوقات فکر مي کنم که بدم نمي آيد صاحب «هسپرايدز استيت» را از ميان بردارم. صاحب آن بايد آدمي عجيب و احتمالاً دوجنسي باشد، که در يک دست «کليد بزرگ» کليد شرکت و با دست ديگر، اسمش چه بود؟ بله، همان چيزي که شبيه شاخ فرانسويست و هدايايي از آن بيرون مي آيد. درست است، «شاخ وفور نعمت» که از داخل آن راديوهاي قابل حمل، بچه ها، دندان مصنوعي، آسپيرين و نامه هاي فرانسوي بيرون مي آيند.

درباره نويسنده

اریک آرتور بلر با نامِ مستعار جُرج اوروِل(زادهٔ ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ - درگذشتهٔ ۲۱ ژانویه ۱۹۵۰) داستان نویس، روزنامه نگار، منتقدِ ادبی و شاعرِ انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروشش مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ می شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتابِ دیگری از یک نویسندهٔ قرن بیستمی، فروش داشته اند.او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتاب ها می نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می شود.

مشخصات کتاب:
تنفس در هواي تازه
نوشته: جورج اورول
مترجم: زهره روشنفکر
ناشر: انتشارات مجيد
تعداد صفحات : 296
شابک: 978-964-453-117-0

#معرفی کتاب #معرفی کتاب تنفس در هوای تازه #معرفی آثار جورج اورول‌ #درباره کتاب تنفس در هوای تازه نوشته جورج اورول‌ ترجمه زهره روشنفکر #معرفی کتاب تنفس در هوای تازه ترجمه زهره روشنفکر #زهره روشنفکر #جورج اورول‌ #انتشارات مجید #Coming up for air

ارسال نظر برای «معرفی کتاب تنفس در هوای تازه نوشته جورج اورول‌»