معرفی کتاب پرت و پلا اثر ابراهیم رها ( علی میر میرانی )


معرفی کتاب پرت و پلا اثر ابراهیم رها ( علی میر میرانی )

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۲۸

تعداد بازدید : ۱۷۰

نویسنده :
ترنم یار مهربان خاوران

کتاب پرت و پلا جلد دوم کتاب دری وری است که ابراهیم رها نویسنده این کتاب درباره پرت و پلا این چنین می نویسد: بر سر نوشتن یا ننوشتن این کتاب با خودم درگیری بساری داشتم. چند باری هم به ناشر محترم گفتم ادامه دری وری نخواهم نوشت، اما سرانجام هیچ اتفاق عحیب و غریبی نیوفتاد . من دیدم کار دیگری جز نوشتن نمی دانم؛ پس نوشتم!

یک سال از چاپ جلد نخست دری وری و حدود یک سال و نیم از پایان نگارش آن می گذرد. هنوز دز ذهنم تازه است و این حسن ماجراست. دارم سعی می کنم کار جدید ( پرت و پلا ) کار پخته تری باشد. البته من همیشه سعی می کنم، اما این که موفق می شوم یا نه خیلی معلوم نیست.!

وقتی داشتم دری وری ( جلد اول ) را می نوشتم، در ذهن داشتم آن را در سه جلد عرضه کنم. طرح کلی داستان ها را هم زده بودم و حتا اسم های شان ( پرت و پلا و چرت و پرت ) هم معلوم بود، اما در حال حاضر به این نتیجه رسیده ام در همین دو جلد کار را فیلصله بدهم. جلد های دوم و سوم را در ذهن قدری کوتاه کردم و هر دو را در همین فقره ( پرت و پلا ) خواهم گنجاند. واقعیت این است که خوبیت ندارد آدم هم دری وری بگوید هم پرت و پلا و هم چرت و پرت. از نکات مثبت این کتاب می توان به استفاده کردن نام های اصیل ایرانی که روی شخصیت های داستان گذاشته شده است اشاره کرد.

کتاب پرت و پلا با زنده شدن پیر مردی به نام اسفندیار معیری آغاز می شود که تعجب فرزندان و نوه هایش را بر می انگیزد و پس از زنده شدن تصمیم های عجیبی می گیرد که در کتاب ی خوانید و از طنز زیبا و گاهی تلخ نویسنده لذت می برید.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است:

دو چیز در حال حاضر از واجب ترین امور به شمار می روند، اول رمان طنز دنباله دار نوشتن و دوم دری وری و ایضا پرت و پلا گفتن!

کتابی که در دست دارید دقیقا پاسخ به همین نیاز مبرم اجتماعی است. در این لحظات خطیر و سرنوشت ساز، سرنوشت خاندان معیری را پی بگیرید و به عشق های خنده دار آن یک دل سیر بخندید!

قسمتی از کتاب:

قرار سولماز و طهمورث را پیمانه برای ساعت چهار بعد از ظهر در کافه ی نزدیک کتاب تنظیم کرده بود. اما مشکل اینجا بود که طهمورث خیلی متوجه حرف او نمی شد. هر قدر پیمانه توضیح می داد قرار در کافه نزدیک است، طهمورث معصوم و خنگ می پرسید کجاست که نزدیک است؟ و به من نزدیک است یا به سولمازنزدیک است یا به خود تو نزدیک است؟ و اصلا مگر قرار است تو بیایی؟ بعد هم هر قدر پیمانه بیشتر توضیح می دادقضیه بدتر می شد. یعنی وقتی او خیلی شفاف و روشن گفت کافه نزدیک کتاب دیگر ماجرا به مسئله ای غامض و لا ینحل بدل شد! طهمورث این یکی را دیگر اصلا نمیتوانست درک کند که نزدیک کتاب یعنی دقیقا و حتا یعنی حدودا نزدیک کجا؟

آن چه در ذهن طهمورث می گذشت این بود که این دیگر چه جور اسم گذاشتنی است؟ و حتا در خارج و حتاتر (!) در آمریکا هم اینجوری اسم نمی گذارند. پیمانه هم هربار که می گفت اسم کافه این است، باز طهمورث پرسش در ذهن داشتم که نزدیک کتاب یعنی نزدیک کجا؟ یا لا اقل نزدیک کدام کتاب؟!

برش هایی از کتاب:

این که چرا فرزندان آدم محترمی همچون معیری تا این حد پرت و پلا بودند و ایضا چرا اصرار داشتند تا این اندازه پرت و پلا بگویند از جمله آن نکات ناگفته ی روزگار است که کسی برایش پاسخی نخواهد داشت؛ اما معیری به رغم آنکه می ژکید در عین حال سعی در مدیریت ماجرا هم داشت. « صفحه 19 – کتاب پرت و پلا »

- از نظر سهراب، طهمورث یک انسان بی ربط الکی خوش علاف یللی تللی هپلی هپو بود که جز پول گرفتن از پدر و هدر دادن آن با حداکثر سرعت هیچ هنری نداشت و حالا با این ظاهر غریب فقط به درد عکس گرفتن با بعضی از کاندیداهای زیاست جمهوری می خورد به عنوان خواننده! « صفحه 32 – کتاب پرت و پلا »

- شراره پشت فرمان بود! زنی حدود پنجاه و هفت هشت ساله که معلوم بود سپرده تمام اعضا و جوارحش را نه در مطب، مه در ارزان ترین آرایشگاه های زنانه، احتمالا با دنبه ی گوسفند تزریق کنند! همه چیز و همه جایش ورم داشت. اما خوش فرم نبود. فقز باد کرده بود. « صفحه 53 – کتاب پرت و پلا »

- در معیری ها لجاجتی ذاتی وجود داشت که به صورت موروثی انتقال یافته بود. مرحوم پدر معیری و حتا پدربزرگش هم لجوج بودند. می گویند جدش سر موضوعی با ناصرالدین شاه لج کرد و لج و لجبازی شان سی و یک سال به درازا کشید تا اینکه میرزا رضای کرمانی زرت حضرت اشرف را قمصور کرد و ماجرا پایان یافت، وگرنه بعید نبود هنوز ورثه درگیر این لج و لجبازی موروثی باشند! « صفحه 54 – کتاب پرت و پلا »

- همان طور که شراشره می خندید یکی دو قطره اشک از دو چشم صدف سرازیر شد روی گونه هایش. از آن اشک های مرد بدبخت کن! اساسا بعضی مدل اشک ها مرد ها را در هر شرایط سنی، عقلی، تحصیلی، احتماعی و… بدبخت می کنند. این هنگام صدف دو تا از همان ها را خرج کرده بود! «صفحه 57 – کتاب پرت و پلا »

مشخصات کتاب:
پرت و پلا
نویسنده: ابراهیم رها(علی میر میرانی)
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: 124

#معرفی کتاب #معرفی کتاب پرت و پلا #آنچه باید درباره کتاب پرت و پلا بدانید #معرفی آثار ابراهیم رها #معرفی آثار علی میر میرانی #انتشارات چشمه

نظرات کاربران

خیلی عالی

:heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:خیلی کتاب عالی هستش، ادم از خواندش سیر نمی شه

خیلی کتاب عالی هستش، ادم از خواندش سیر نمی شه

ارسال نظر برای «معرفی کتاب پرت و پلا اثر ابراهیم رها ( علی میر میرانی )»